تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٨٥ - شرح آيات
كه مرگ يك فرد براى تفكر و عبرت گرفتن شخص دارد، به اندازه آن انگيزش نيست كه با هلاك و برافتادن امتها و جامعهها فراهم مىآيد.
هلاك امتها و اقوام به صورتى پياپى يكديگر، ممكن نيست كه امرى عادى بوده باشد، و اين امر از مطالعه تاريخ قريههاى ويران شده و تمدنهاى از ميان رفته آشكار مىشود، چه بدون شك سببى براى اين عاقبت وجود داشته، و آن فسادى است كه با تمرّد كردن نسبت به نظامهاى الاهى سبب برانداختن زندگى شده بوده است، چنان كه خداى تعالى گفت
«عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ- از فرمان پروردگارش و فرستادگان او گردنكشى و سرپيچى كرد،» و «عتوّ» مبالغه در معصيت و نافرمانى و انحراف و چالش است، و اما «امر» راه/ ٨١ و روش تجسم يافته در شرايع و حدود الاهى است، چنان كه خداوند متعال پس از شمارش مجموعهاى از آيات در آغاز همين سوره (آيات ١- ٤)، چنين گفته است ذلِكَ أَمْرُ اللَّهِ أَنْزَلَهُ إِلَيْكُمْ، [٢٩] ولى خدا همه آنها را امر به صورت مفرد خوانده است، كه شايد براى تأكيد در اين خصوص بوده باشد كه آنها هرگز قابل تجزيه از يكديگر نيستند، پس هر كس كه نسبت به خدا و فرستادهاش، و لو در يك امر، نافرمانى كند، نسبت به مجموع آنها عصيان كرده است، به همان گونه كه كسى فرمانبردار و ملتزم خوانده نمىشود مگر در آن صورت كه به هر چه از آنان صادر شده در حالت تسليم باشد و به آن عمل كند.
خدا بر امر خود «رسله» يعنى فرستادگانش را نيز افزوده است، بدان سبب كه رهبرى مكتبى از بزرگترين و آشكارترين اوامر خدا است، چه امر خدا همان ارزشهاى تشريعى همچون احكام و نظامها و قوانين صادر شده به صورت مستقيم از جانب خدا است كه رسالهاى كه بر مردم فرو فرستاده از آن ياد شده است، در صورتى كه امر رسول- صلّى اللَّه عليه و آله- جنبه عملى و سياسى امر خدا است
[٢٩] - الطلاق/ ٥.