تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣ - شرح آيات
/ ١٣ «لَهُ الْمُلْكُ- ملك و مالكيّت مخصوص او است.» تنها او چنين است، و اگر خدا چيزى را به ملكيت كسى درآورد، اين ملك محدود است، و ملك خدا كه نافذ است، هر وقت كه بخواهد آن را از او سلب مىكند. و پروردگار ما تنها متصرف در چيزها نيست بلكه مالك آشكار و نهان و آغاز و انجام آنها است، مالك آنها است بدون اين كه آنها مالك چيزى از او باشند، و اين بر عكس آدميان است كه مالك چيزى نيستند مگر به آن اندازه كه آن چيز مالك آنان است، بدان سبب كه آنان و او در حدّ بندگى و ناتوانى و ضعف با يكديگر برابرند. و مملوك را شايسته آن است كه نسبت به مالك مطلق خود خاضع باشد و تنها به تسبيح او توجه كند. و اين صفت، همچون صفت قدرت و جز آن، او را، سبحانه و تعالى، همچون پادشاهان به ستم كردن بر كسانى كه در تحت سلطه او قرار دارند، برنمىانگيزد، پس همه كارهاى او ستوده و شايسته ستايش و تسبيح است.
«وَ لَهُ الْحَمْدُ- و حمد و ستايش مخصوص او است.» در برابر نعمتهايى كه بر ايشان فرو مىفرستد، و بلاهايى كه از آنان دور مىسازد، پس منزّه و پاكيزه است آن كه اهل زمين را به گونههاى عذاب گرفتار نمىسازد.
يكى از تجلّيات حمد او قدرت او است، كه بر هر چه بخواهد توانايى دارد.
«وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ- و او بر هر چيز توانا است.» اين بصيرت (توانايى خدا بر هر چيز) همان چيز است كه مىبايستى آدمى آن را احساس كند، از آن روى كه محور بسيارى از حقايق و عقايد است كه ايمان داشتن به آخرت يكى از آنها است، و بر آن كس كه به قدرت ثابت خدا ايمان نداشته باشد، قبول حقيقت بعث و جزا دشوار است. و بدين گونه اين بينش با آنچه پس از اين در ياد آورى از بعث مىآيد، ارتباط پيدا مىكند.
يادآورى انسان از اين امر كه همه هستى تسبيح خدا مىكند، در جان او فهم اين حقيقت را كشت مىكند كه اگر نسبت به پروردگارش كافر شود و