تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٨٩
شده است.
«إِلَّا بَلاغاً مِنَ اللَّهِ وَ رِسالاتِهِ- جز اين كه رساننده پيام خدا و ابلاغ رسالتهاى او باشم.» «إلّا» در اين جا براى استثناى حصرى است، و اين كه گفته است «و رسالاته» به صورت جمع و نه «رسالته» به صورت مفرد، براى بيان اين مطلب است كه رسالت او امتدادى از همه رسالتهاى پيشين خدا است، و اين كه خط پيامبران خطى واحد است كه بعضى از آن مكمل بعضى ديگر است.
«وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أَبَداً- و هر كس كه نافرمانى خدا و فرستادهاش كند، آتش جهنم براى او است كه هميشه در آن جايگزين خواهد بود.» نافرمانى رسول جز با پيروى از هواى نفس و از سفهاى امتها و رهبران منحرفى نيست كه سخنانى را به ناحق بر خدا مىبندند. و اين كه خدا عامل ترساندن از آتش را در هنگام سخن گفتن از نافرمانى خود و رسولش در ميان آورده، براى آن است كه پرهيز كردن از عذاب خدا در جان آدمى رشد كند، و ضامن فرمانبردارى مؤمنان از خدا و فرستادهاش بوده باشد. و اين آيه ايستار در برابر فرستاده رهبر را توازن مىبخشد، چه اين درست است كه او براى احدى سود و زيانى را مالك نيست، ولى مردمان مالك سود و زيان خويشاند، و چون شخص فقط خود را مخصوص خدا گرداند، به صورت مقياسى و معيارى درمىآيد، و با شخصيت و جايگاه خود عنوان ميزان و ارزشى در اجتماع پيدا مىكند، و چنان مىشود كه خدا خرسندى و خشم خود، و فرمانبردارى و نافرمانى از خودش را مقارن با خرسندى رسول (ص) و خشم او و طاعت و معصيت نسبت به او قرار مىدهد. و بدين گونه است كه هر رهبر يگانه به اندازهاى كه ارزشهاى حق را در زندگى خود تحقق بخشد، عنوان ميزان و معيار پيدا مىكند.
از آن روى كه گردنكشان بر اثر فريفتگى به نيرويى كه در ايشان است و يارانى كه در پيرامون خويش دارند به تمرد و نافرمانى برمىخيزند، خداوند متعال