تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢١ - شرح آيات
گفتهاند كه «هماز» به معنى غيبت كننده است، و در المنجد معنى آن
طعنه زن و عيب جو و آشوبگر آمده است، [٢١] و صاحب البرهان گفته است
ولى در الصحاح همز به معنى دفع كردن است، و «قوس همز» يعنى كمانى كه تير خود را سخت و شديد پرتاب مىكند، و در النهاية آمده است كه هر چيز را كه دور كنى آن را همز كردهاى، و در سورة المؤمنين آمده است كه أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطِينِ يعنى وسوسهها و تحريكها و سخن چينيهاى شياطين، [٢٢] و مجمع البيان چيزى بر آن افزوده و گفته است كه: اصل در آن به معنى دفع كردن به سختى است، و مشتق از آن است همزه كه يكى از حروف است و آن بانگى است كه به سختى از سينه برمىآيد. [٢٣] و به نظر من همّاز كسى است كه مردمان را به شورش برمىانگيزد و آنان را عليه ديگران با سخن يا كردار خود تحريك مىكند، و آلت همز آهنى است/ ٢١١ كه در عقب كفش رام كننده اسب (مهميز) يا عصايى است كه بر نوك آن آهن نوك تيزى (سيخانك) قرار گرفته است و با آن چهارپاى باركش را به تند رفتن تحريك مىكنند. [٢٤] و چه بسيار در تاريخ اتفاق افتاده است كه مترفان با همز و تحريك رهبران اوضاعى پيش آوردهاند كه پاكان و صالحان قربانى آن شدهاند. و شايد يكى از وسايل فتنهانگيزى آنان خبرچينى و نمّامى بوده است كه در ترويج آن ميان مردم و آن را همچون ميكروبهاى امراض به جان مردم انداختن مهارت داشتهاند.
«مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ- كه براى خبرچينى به راهپيمايى مىپردازند.» پس به هر جا كه مىروند درد تفرقه و اختلاف را با خود انتقال مىدهند، و نمّامى انتقال گفتههاى مردمان درباره يكديگر به كسانى است كه سخن درباره آنان گفته شده كه سبب از بين رفتن مهربانى و دوستى و برانگيخته شدن فتنه
[٢١] - المنجد، ماده همز.
[٢٢] - تفسير البرهان، ج ٤، ص ٣٤٠.
[٢٣] - مجمع البيان، ج ١٠، ص ٣٣١.
[٢٤] - المنجد، مادّه همز.