تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧٣
پناه برند، به اين اميد كه با حمايت ايشان از مشيت خدا بگريزند، و بر اين اساس كه آنان نيروهاى قاهر و تحميل كننده فشارند، تعالى اللَّه عمّا يصفون، در صورتى كه هستى ايشان، همچون ديگر آفريدگان، تمركز يافته در ضعف و عجز است، و توانايى آن را ندارند كه از هيچ كس اراده خدا را دفع كنند، و هيچ راه گريزى براى خود در برابر او سراغ ندارند.
/ ٤٥٤ «وَ لَنْ نُعْجِزَهُ هَرَباً- و هرگز با فرار نمىتوانيم او را عاجز كنيم.» بدان سبب كه اراده او محدود به زمين نيست تا كسى با رفتن به جايى به جز آن از اراده او بگريزد، و او را سبحانه و تعالى عاجز كند، هيمنه و تسلّط او همه جهان هستى را بدون استثنا يا تفاوتى ميان يك ستاره با ستاره ديگر، و يك نقطه با نقطه ديگر، شامل مىشود. و زمخشرى گفته است: يعنى باشندگان در زمين نمىتوانند او را، در هر جا كه بوده باشند، عاجز كنند، و نيز فراريان به آسمان از عاجز كردن او عاجزند. [٢٧] ظن در آيه به معنى شك نيست، و جنّيان كاملا يقين دارند كه توانايى عاجز كردن رب العزة را ندارند، بلكه ظن در اين جا به معنى يقينى است كه به حد تصوّر و حضور يافتن حقيقت از طريق ظن است و تو گويى حقيقتى مادّى و بر پا ايستاده است، يعنى تمركز قوه تخيل و تصور به صورتى بسيار شديد است.
[١٣] آن نفر (گروه) جن از نادانى و ناتوانى خودشان آگاه شدند، و نياز مبرم فطرى را براى پناه بردن به آفريدگار متعال احساس كردند، پس پروردگار خويش را شناختند، و خودشناسى را وسيلهاى براى شناختن پروردگار خويش قرار دادند، مگر چنان نيست كه هر كس كه خود را بشناسد چنان است كه گويى پروردگار خويش را شناخته است؟ پس به او ايمان آوردند، و به او پناه بردند از آن روى كه به اين امر ايمان داشتند كه اطمينان و سعادت جز در نزد او عزّ و جلّ وجود ندارد.
[٢٧] - الكشاف، ج ١، ص ٦٢٧.