تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٥ - شرح آيات
گفته است: و روا است كه آدمى بر اين صفات ناپسنديده آفريده شود، چه آن جريانى همچون جريان آفرينش شهوت قبيح دارد تا آن كس كه چنين شهوتى دارد از آن پرهيز كند، بدان سبب كه تحمل رنج و محنت در تكليف جز با منازعه با نفس در امر قبيح صورت پذير نمىشود كه بايد به خاطر خدا از آن دورى جويد، به همان گونه كه بايد خوب و زشت در عقل از يكديگر باز شناخته شوند تا بتواند/ ٣٥٨ از يكى دورى جويد و به انجام دادن ديگرى بپردازد. [٢٦] و در التفسير الكبير چنين آمده است: قاضى گفت كه گفته خدا در اين آيه، نظير گفته او است كه خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ كه مراد از آن اين نيست كه آدمى بر اين صفت شتابزدگى آفريده شده است، و دليل اين است كه خداى تعالى آن را براى وى مذموم و ناپسنديده شمرده است، و خداى تعالى فعل خود را ناپسند نمىشمارد، و نيز به اين دليل كه خدا آن مؤمنان را كه تلاش مىكنند تا اين خصلت ناپسند را ترك گويند مستثنى كرده است، و اگر اين خصلت ضرورى مىبود و نتيجهاى از آفرينش خداى تعالى، هرگز قادر بر ترك آن نمىشدند، [٢٧] و فخر رازى به تفصيل در اين باره سخن گفته و هلع را قرار گرفته بر دو امر دانسته است: يكى نفسى كه ناآشكار و باطنى است، و ديگرى فعلى كه آشكار و ظاهر است، و همان دليل بر قسمت باطنى است، و گفت: اما آن حالت نفسانى بدون شك به آفرينش خداى تعالى حدوث پيدا كرده است، پس بر سبيل اضطرار (و جبر) مخلوق است، و افعال ظاهرى از گفتار و كردار را ممكن است انسان ترك كند يا به انجام دادن آنها بپردازد، پس اينها از امور اختيارى است. [٢٨] آنچه آشكار است اين كه صفت هلع صفتى ذاتى و جايگزين شده در طبيعتهاى نخستين انسان است، و خدا آنها را بيان مىكند و به مذمّت آنها مىپردازد
[٢٦] - التبيان، ج ١٠، ص ١٢١.
[٢٧] - التفسير الكبير، ج ٣٠، ص ١٢٨- ١٢٩.
[٢٨] - همان جا، ١٢٩ با تصرف.