تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٦ - شرح آيات
فرستادن و تقديم كردن چيزى است كه اميد آن دارى كه به تو بازگردد و همچون وام دادن است، و به همين سبب گفته مىشود: اسلف فى كذا، در صورتى كه مالى از خود از پيش تقديم كرده باشد. [٥٩] آنچه به نظر من مىرسد اين است كه روزه داشتن يكى از مفردات إسلاف و از پيش فرستادن است، ولى كلمه عموميت دارد و همه اعمال صالح را شامل مىشود، همچون انفاق و جهاد و نماز و ... كه پس از فضل خدا بهاى بهشت است و: «چه فراوان است تفاوت ميان دو عمل: يكى عملى كه لذت آن از ميان مىرود و نتيجه بد و بازخواست در خصوص آن بر جاى مىماند، و ديگرى عملى كه رنج آن زايل مىشود و پاداش آن باقى مىماند»، [٦٠] و همين تفاوت ميان اصحاب آتش و اصحاب بهشت است.
[٢٥- ٢٧] و سياق قرآن در مصور ساختن جزاى كفارى پيش مىرود كه نامههاى به دست چپ گرفته شده آنان از شومى و بدى عاقبت ايشان حكايت مىكند، تا بدين گونه معادله بيم و اميد در ذهن انسان توازن پيدا كند، و در افقهاى نزديكى به خدا بالا رود، در حالى كه اميد او را به عمل صالح بيشتر برمىانگيزد، و ترس خدا او را از مرتكب شدن كارهاى حرام و زشت باز مىدارد.
«وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ- و امّا آن كه كتابش را.»/ ٣٠٠ كه هر چه در آن است خود فراهم آورده و نوشته است، «بِشِمالِهِ فَيَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتابِيَهْ- به دست چپش دادهاند، خواهد گفت كه كاش كتابم را به دستم نداده بودند.» و اين آيه اندازه تفاوت ميان دو نفر را آشكار مىسازد: اولى آن كس كه از شادى نزديك است با كتابش پرواز كند، و ديگران را به خواندن آن دعوت مىكند تا در شادى شريك او شوند، و ديگرى آن كس كه ديگران را به خواندن كتابنامه
[٥٩] - التفسير الكبير، ج ٣٠، در تفسير آيه.
[٦٠] - نهج البلاغة، كلمات قصار، ١٢١.