تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٣ - شرح آيات
«وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ- و شنونده آن تذكره و نگاهدارنده آن گوشى شنونده و نگاهدارنده است.» از پيوستن اين قسمت پايانى آيه به قسمت پيش از آن، به آن راهنمايى مىشويم كه مسير طبيعى براى بشريّت مسير تقدّم و پيشرفت است، از آن روى كه آزمودهها و نيكيهاى آن با گذشت زمان افزايش پيدا مىكند، و سبب افزوده شدن فهم و نگاهدارى فهميدهها و شناخت مىشود، و اين در صورتى است كه شخص از ناحيه معنوى سالم و از گوشى شنونده و نگاهدارنده برخوردار بوده باشد، ولى اگر خود به تراز قدرت تعقل كردن درباره حقايق و فرا گرفتن آنها نرسيده باشد، نمىتواند پيشرفتى رو به جلو داشته باشد، بلكه به همان لغزشگاههايى مىرسد كه پيشينيان گرفتار آنها شدند و سرنوشتى همچون سرنوشت آنان خواهد داشت. آرى، اين داستانها نداهايى متوجه شده به جانب ما است كه كران آنها را نمىشنوند، و خدا از آن روى گفت «أذن» كه گوش روزنه دريافت معرفت انسانى بر تاريخ است، و از آن جهت آنان را با صفت «واعية» توصيف كرد تا ما را به آن متوجّه سازد كه روش قرآن در بيان حق و تذكر و پند دادن روشى كامل و بدون نقص است، پس اگر آدمى آن را فرانگيرد يا نپذيرد، اشكال در خود او است، بدان سبب كه گوش او واعية و نگاهدارنده و در خط مكتب الهى نيست، و شك در آن نيست كه مقصود از «أذن» نه خود گوش بلكه چيزى در ما وراى آن است، زيرا كه گوش ظرف علم نيست بلكه وسيلهاى است كه آن را بر ظرف و وعاء خود مىرساند كه همانا/ ٢٧٨ قلب است، و از مهمترين شرايط فراگرفتن حق اينها است
الف: آن را هدف و محور قرار دادن، و بر اعتبار ديگر مقدم داشتن، تا هر وقت كه آن را بيابد خود را به آن تسليم كند.
ب: پاك بودن از حجابهايى كه همچون غفلت و انكار مانع رسيدن به آن مىشود، و از مهمترين و آشكارترين آنها انديشهها و ايستارهاى از پيش فراهم آمده است، و از آن روى چنين است كه قلب نمىتواند جايگاه حق و باطل هر دو با هم باشد، و بايد يكى از آن دو، خواه حق و خواه باطل، در آن استقرار پيدا كند، پس