تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٢ - شرح آيات
است: محروم كسى است كه از سؤال كردن شرم دارد و مردمان او را بىنياز تصور مىكنند و به همين سبب ناكام و محروم مىماند، [٣٥] و اين دليلى بر آن است كه مؤمنان اموال خود را به نيازمندان انفاق مىكنند و اين را مىدانند كه آنان محتاج به انفاقاند ... پس منتظر سؤال كردن آنان نمىمانند، بلكه آن را به سائلان مىدهند و خود در صدد يافتن محتاجان برمىآيند تا مال خود را در راه خدا به آنان انفاق كنند و در تاريخ آمده است كه: امام زين العابدين (ع) در حالى به شهادت رسيد كه در شانه او اثر انبانى پر از نان و خرما بر جاى مانده بود كه هر شب آن را بر دوش مىنهاد و به در خانه فقيران و نيازمندان مىرفت و محتوى آن را ميان ايشان تقسيم مىكرد.
از روايات چنان برمىآيد كه انفاق مورد نظر در اين آيه آن انفاق واجب شده در شريعت نيست، بلكه انفاق مستحبى است كه نمازگزاران قربة الى اللَّه تعالى به اداى آن مىپردازند. و امام صادق (ع) گفته است: «خداى عزّ و جلّ براى فقيران در مال ثروتمندان سهمى را واجب كرده است كه در برابر پرداختن آن ستايش نمىشوند (يعنى فضيلتى نيست كه با ادا كردن آن شايسته مدح شوند) و آن زكات نام دارد، به آن خونشان محفوظ مىماند، و مسلمان ناميده مىشوند، ولى خداى عزّ و جلّ در اموال توانگران حقوق ديگرى جز زكات نيز قرار داده و گفته است
وَ الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ پس حق جز زكات است، و آن چيزى است كه شخص اداى آن را از مالش بر خود واجب مىكند، و واجب است كه آن را به اندازه تاب و توان و وسعت مالش بر خود واجب سازد، پس آنچه را كه بر خود واجب كرده است، اگر بخواهد روزانه، و اگر بخواهد در هر جمعه، و اگر بخواهد در هر ماه ادا مىكند». [٣٦] و همچنين از او روايت شده است كه گفت- عليه السلام-: «او مردى است كه خدا مالى به او بخشيده است و او از آن هزار و دو هزار و سه هزار، و
[٣٥] - التفسير الكبير، ج ٣٠، ص ١٣٠.
[٣٦] - البرهان، ج ٤، ص ٣٨٤.