تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٩ - شرح آيات
«فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هاهُنا حَمِيمٌ- پس او را امروز در اين جا دوستى وجود ندارد.» حميم به معنى دوست و نزديكى است كه درباره كسى اهتمام مىورزد و از او حمايت مىكند، چه همانندان او از مجرمان به خود مشغولند و فرصتى براى رسيدگى به ديگران ندارند، و اما مؤمنان، به سبب كفر ورزيدن او به خدا دشمنان اويند و او دشمن آنان، و كيست كه جرأت/ ٣١١ شفاعت از كسى كند كه گرفتار خشم و غضب خداى بزرگ شده است؟! و شايد براى آيه سايههايى پيوسته به روابط اجتماعى انسان وجود داشته باشد، و شايسته آن است كه آدمى به جستجوى چيزى برخيزد كه براى او دوام پيدا كند و در دو دنيا به كارش بخورد، و اصحاب شمال دوستان و ياران فراوان دارند، بالخاصه مترفان و صاحبان سلطه در ميان ايشان، ولى از آنان حمايت نمىكنند و در قيامت به پرسشى درباره آنان نمىپردازند، الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ. [٨١] اما خوراك ايشان چنان است كه مجرمان نزديك آنند كه از گرسنگى هلاك شوند، بدان سبب كه چيزى براى خوردن نمىيابند، و در آن هنگام كه گرسنگى سخت به آنان فشار و آزار وارد مىسازد و خواستار چيزى براى خوردن مىشوند، خوراكى براى آنان مىآورند كه خود گونهاى از سختترين عذابها است.
«وَ لا طَعامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ- و طعامى جز چرك دوزخيان وجود ندارد.» قمّى گفته است: غسلين عرق كافران [٨٢] و غساله بدنهاى آنان است، و در الدر المنثور از ابن عباس روايت شده است كه گفت: گمان مىكنم كه آن زقّوم باشد، و در خبرى ديگر: (آن) خون و آبى است كه از گوشتهاى ايشان پس از ديدن عذاب، ترشح و روان مىشود، [٨٣] و در التّبيان آمده است كه قطرب گفت: ممكن است كه ضريع (خارتر) همان غسلين باشد كه از آن به دو عبارت تعبير شده
[٨١] - الزخرف/ ٦٧.
[٨٢] - تفسير القمّى، ج ٢، در ضمن تفسير آيه.
[٨٣] - الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٦٣.