تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٨ - شرح آيات
رسول اللَّه (ص) گفته است: «دوست ترين بندگان خدا در نظر خدا جل جلاله آن كس است كه سود بيشترى از او عايد بندگان ديگرش شود، و بهتر حق او را به بندگانش برساند»، [٧٨] و در حديث قدسى آمده است كه خداى عزّ و جلّ گفت
«آفريدگان عيال و جيره خواران مناند، پس آن كس از ايشان را بيشتر دوست مىدارم كه نسبت به آنان مهربانتر باشد، و در برآوردن نيازمنديهاى ايشان تلاش بيشتر انجام دهد»، [٧٩] و چون فكر خويش را در ارتباط ميان كفر ورزيدن نسبت به خدا و اقدام نكردن براى رساندن طعام به مسكينان متمركز سازيم، به اين نتيجه رهبرى مىشويم كه اشخاص مورد نظر در دو آيه هيچ راه خلاصى در آخرت ندارند، و بدون رحمت گرفتار عذاب مىشوند، بدان سبب كه آنان نه ايمانى به خدا دارند كه از لحاظ دينى آنان را به عمل صالح برانگيزد، و نه از انسانيت برخوردارند كه از اين طريق آنان را به احسان تشويق كند، چه اگر انسان كافر يا مشرك باشد، ولى بازماندهاى از انسانيت در وجود او مشاهده شود، همين انسانيت او را تا حدى به كار خير وامىدارد، و اگر به سبب ايمان از بينوايى تخفيف عذاب نكند، از لحاظ انسانيتش چنين خواهد كرد، چه خداى تعالى پاداش نيكوكاران را خواهد داد.
چون در پرتو ايمان به ايمان به اين انديشه مؤمن شويم كه پاداش اخروى تصويرى از عمل انسان و اختيار او در دنيا است، طرز معامله اصحاب شمال خودخواه با نانخواران مسكين خدا در دنيا عاملى است كه نوع معامله خدا را با ايشان در روز جزا تعيين مىكند. زمخشرى گفته است: دو دليل نيرومند براى بزرگى جرم محروم نگاه داشتن مساكين وجود دارد، يكى از آنها: معطوف بودن آن به كفر و آن را قرينهاى براى كفر دانستن، و ديگرى: ياد كردن از حض و برانگيختن ديگران براى اطعام مساكين براى آن است كه ترك كردن آن چنين منزلت زشت و بدى دارد، پس واى بر ترك كننده آن! [٨٠]
[٧٨] - بحار الانوار، ج ٧٧، ص ١٥٢.
[٧٩] - اصول الكافى، ج ٢، ص ١٩٩.
[٨٠] - الكشاف، ج ٤، ص ٦٠٥.