تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٠ - شرح آيات
كلمه «نفور» تشبيهى از كفار به خر و گاو است، [٤١] از آن نظر كه به معانده و دشمنى با حق با وجود آشكار بودن آن ادامه مىدهند و در آن باقى مىمانند، و با نابود شدن باطل باز هم از ملازمه با آن خوددارى نمىنمايند، و استكبار را از حد مىگذرانند و از مركب دورى از حق از طريق گريختن و اعراض و رويگردانى فرود نمىآيند.
[٢٢- ٢٣] و چگونه مىتوانيم خط سير كسى را تصور كنيم كه در غرور و لجاجت از گردنكشى و گريختن از حق و هدايت به سر مىبرد، مگر همچون كسى كه، با انداختن نگاه خويش به زمين، پيش روى خود را نمىبيند، يا همچون كسى كه بر روى چشم خويش پردهاى كشيده و نمىتواند راه را تشخيص دهد، آيا چنين كسى با آن كس برابر است كه پيش روى خود را مىبيند و از همه حواس خود بهرهمند است و بر خط مستقيم پيش مىرود؟! أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلى وَجْهِهِ أَهْدى أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ- آيا كسى كه نگونسار بر روى افتاده راه مىرود هدايت يافتهتر است يا آن كه بر پاى ايستاده و بر راه راست مىرود.» و مكبّ را دو معنى است- بنا بر آنچه گفتهاند-: يكى كسى است كه در راه رفتن به زمين نگاه مىكند، و ديگر آن كه بر روى صورت خود چيزى افكنده است، و «المكب على وجهه» كسى است كه صورت خود را با چيزى پوشانيده است، و «سوىّ» به كسى گويند كه با تمامى حواس و امكانات و عقل خود گام بر مىدارد و به پيش مىرود، و خداى تعالى گفت: «آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَ لَيالٍ سَوِيًّا- آيت و نشانه تو آن است كه سه شب تمام با مردمان سخن نگويى»، [٤٢] و گفت: «فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِيِّ وَ مَنِ اهْتَدى- پس به زودى خواهيد دانست كه چه كس از اصحاب راه راست است و چه كس هدايت يافته است»، [٤٣]
[٤١] - خداى تعالى گفت كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ* فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ المدثر/ ٥٠ و ٥١.
[٤٢] - مريم/ ١٠.
[٤٣] - طه/ ١٣٥.