تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٨ - شرح آيات
خود را بر اثر گمراهى/ ٣٧٨ متفرق و پراكنده كردند و در نتيجه گرفتار ضعف و ذلت شدند.
در روايات اشارهاى از رسول اللَّه (ص) به معنى «عزين» شده و آن را پراكندگى جماعتها و مذاهب دانسته است، و جابر بن سمرة گفت
رسول خدا (ص) در مسجد بر ما وارد شد و ما گروههاى پراكنده بوديم، پس گفت
«چرا شما را پراكنده (عزين) مىبينم، چرا آن گونه صف نمىبنديد كه فرشتگان در نزد پروردگارشان بدان گونه به صف مىايستند؟»، گفتند: مگر فرشتگان چگونه در نزد پروردگارشان صفآرايى مىكنند؟ گفت: «صفهاى نخستين را كامل مىكنند و در صفها به يكديگر پيوسته مىشوند». [٧٠] و تفرق و پراكندگى نتيجه كفر ورزيدن به خدا و رسالت است، بدان سبب كه ايمان مردمان را در كنار يكديگر بر گرد محورى واحد كه همان محور حق است جمع مىكند، امّا كفر اشكال گوناگون به خود مىگيرد و به صورت احزاب و افكار و رهبريهاى مختلف درمىآيد. و به قولى مقصود از كافران منافقان است كه به ايمان تظاهر مىكنند و كفر و تكذيب خويش را پنهان نگاه مىدارند، [٧١] و درستتر عموميت دادن به معنى است كه كافران و منافقان را با هم شامل شود.
گامى كه انسان از راه بهشت رسول (در رهبرى) و رسالت (همچون برنامه) دور شود، چگونه مىتواند به سعادت برسد؟ و از كدام در وارد بهشت خواهد شد؟ و به كدام وسيله؟
انسان حق را از لحاظ راهنمايى و روش، براى فرار از مسئوليّت و زحمت رد مىكند، نه اين كه نسبت به حق نادان يا خشمناك باشد، و اين در حالى است كه نفس او پيوسته خواهان رهايى از عذاب و دست يافتن به بهشت است، و به همين سبب است كه به آرزوها و پندارها پناه مىبرد، و قرآن نيز اين طمع و آرزومندى
[٧٠] - تفسير البصائر، ج ٤٩، ص ١٢٤.
[٧١] - چنين است در مجمع البيان، و فخر رازى و علامه طباطبايى و شوكانى صاحب تفسير فتح القدير نيز همين نظر را داشتهاند.