تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٣ - شرح آيات
با عروج مادّى در آسمانها و به سوى عرش ندارد، بلكه اين عروج خود نمادى براى نزديك شدن معنوى به او سبحانه و تعالى است، و از اين جا فرشتگان با يكديگر تفاوت پيدا مىكنند: بعضى از آنان به آسمان/ ٣٤٥ چهارم عروج مىكنند، و بعضى تا عرش رهسپار مىشوند، و اين بسته به تفاوت فضل ايشان در نزد پروردگار جهانيان است، اما روح از فرشتگان بزرگتر است، و شايد او آفريدهاى است كه خدا به ميانجيگرى او فرشتگان بزرگوار و پيامبران و اولياى نيكوكار خويش را تأييد مىكند، و شايد جبرييل بدان سبب «روح الأمين» ناميده شده كه او- عليه السلام- تأييد شده به وسيله روح است.
[٥- ٨] و قرآن، با گشودن آفاق شخص متدبّر بر روى زمان با سخن گفتن از عروج، دو مسئله را مورد بحث قرار مىدهد
نخست: آنچه به خواننده به سوى خدا ارتباط پيدا مىكند، كه او با چالشهاى كفار نسبت به رسالت رو به رو است، و نيز با چالش زمان براى استقامت ورزيدن بر حق، و ادامه دادن به راه تا زمانى كه خدا گشايشى فراهم آورد. بسيارى از مردم مىتوانند خود را آماده جهاد كردن در راه خدا سازند، ولى معدودى از ايشان اين قدرت را دارند كه با طولانى شدن زمان و تراكم چالشهاى مخالف استقامت خود را حفظ كنند.
قرآن افقهاى مؤمنان را بر روى معادله حقيقى زمان مىگشايد، و بر اين تأكيد مىكند كه زمان دنيوى مقياس نيست، بلكه مقياس معادله زمان روز واحدى است كه طول آن برابر با پنجاه هزار سال است، و اين همه براى آن است كه ايستادگى و مقاومت در نفوس ايشان آسان شود، و ديگر كسى از ايشان حتى صبر كردن تمام عمر را براى جهاد در راه خدا به چيزى نگيرد، بلكه در نظر او- هر اندازه زمان امتداد پيدا كند- همچون روزهاى كوتاهى بيش جلوهگر نشود كه در آنها بايد بر آزار ديدن شكيبا بماند و در پى آن به آسايشى دراز برسد، و بدين گونه سخن پس از بيان زمان از صبر مىآيد و پروردگارمان چنين مىگويد
«فَاصْبِرْ صَبْراً جَمِيلًا- پس بردبار باش با بردباريى زيبا.»