تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٣ - شرح آيات
وجود او انس پيدا نكرده بودهاند، بر خلاف مؤمنى كه معيشت وى از او راضى است، و چون از دنيا برود به خاطر او متأثر مىشود، و همه چيز را به خاطر او اندوه دست مىدهد، و حتّى در اخبار آمده است كه: «هيچ مؤمنى نيست كه در سرزمين غربت بميرد و گريه كنندگانى بر مرگ خود نداشته باشد، پارههايى از زمين كه بر آنها به عبادت خدا مىپرداخته بر او مىگريند، و درهاى آسمانى كه عمل او از آنجاها بالا مىرفته بر او زارى مىكنند، و دو فرشته موكّل بر او به خاطر وى به گريه و زارى مىپردازند»، [٥٤] و اين همه مخصوص دنياى او است، و اما درباره آخرت نصوص فراوان و فيض بخشى وجود دارد كه از/ ٢٩٧ خرسندى بهشت و نعيم آن حتى ميوهها و پرندگان و كاخها و ساكنان مؤمن آنها حكايت مىكند. و در روايتها آمده است كه ميوه درخت او را طرف خطاب قرار مىدهد و از او مىخواهد كه پيش از ميوهاى ديگر او را نوش جان كند، و پس از آن كه مرغى را در بهشت خورد، بار ديگر به حالت خود باز مىگردد و با شادمانى در بهشت به پرواز درمىآيد و بر ديگر مرغان فخر مىفروشد و مىگويد: چه كس مثل من است كه ولى خدا از من خورد؟. [٥٥] انديشه ديگرى كه از اين آيه دستگير ما مىشود چنين است: مؤمن تا در دنيا زندگى مىكند، به سبب تسليم بودن به آنچه پروردگارش قسمت او در دنيا قرار داده، و نيز به سبب چشمداشت به آخرت و نعيم آن، خرسند است، و به همين سبب از فقر ملول نمىشود، و صفاى زندگى او را مصيبتى تيره نمىسازد. و امام صادق (ع) گفت: «هيچ مؤمنى نيست مگر آن كه خدا ايمان وى را مايه انس او قرار داده كه به آن آرام مىگيرد، حتى اگر بر قله كوه باشد»، و چون در دنيا به آنچه خدا براى او خواسته بود رضايت داشته است، خدا او را در آخرت از لحاظ مادّى و معنوى به كمال خرسندى خواهد رسانيد.
«فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ- در بهشتى بلند و برافراشته.»
[٥٤] - همان منبع، ج ٦٧، ص ٦٦.
[٥٥] - همان منبع، ج ٨، در آن جا كه سخن از بهشت و نعيم آن به ميان مىآيد.