تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥١ - شرح آيات
است كه گويى آفريدهها به وى گويند: دور شو! ما آفريدههاى خداوند رحمان و حكيم و عليميم و در ما نقصى نخواهى يافت، و خسأ البصر يعنى چشم از كار افتاد و خسته شد. [٢٠] و اين معنى نيز نزديك است، بدان جهت كه جوينده گاه مىشود كه رنج مىبرد و مشقت مىبيند و به هيچ عيبى دسترس پيدا نمىكند، و چگونه ممكن است به چيزى كه وجود ندارد بتوان دست يافت؟! و مؤيد اين قول است گفته خداى تعالى يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ پس او از ديدن آفريدهها خسته مىشود و رنج مىبيند و بار ديگر به آن باز نمىگردد ... يا اين كه بىنتيجه با ديدن عذاب باز مىگردد.
امّا درباره معنى «حسير» گفتهاند: محقّر، و به قولى: آن كس كه حسرت و ندامت او نسبت به امرى شدت يافته است، [٢١] و احتمال صحت اين هر دو معنى مىرود ... و معنايى بسيار نزديك به آيه برهنه بردن از حسّر است و پيادگان در جنگها سر و صورت خود را نمىپوشانند و بدون روپوش و كلاهخود و زره به جنگ مىروند، و زمينى را «عارية المحاسر» گويند كه گياهى در آن نروييده باشد، [٢٢] و انسان با بصر و بصيرت خود از جستجوى تفاوت يا فطور در آفرينش خدا باز مىگردد و آنها از هر دلالت و نتيجهاى كه اين فطور را به اثبات برساند، عاريند.
امير المؤمنين (ع) گفته است: «پس كسى كه دل خود را تهى سازد، و انديشه خود را به كار اندازد، تا بر وى معلوم شود كه چگونه عرشت را برافراشتهاى و آفريدگانت را آفريدهاى، و چسان آسمانهايت را در هوا آويختهاى، و زمين را بر موج آب گستردهاى، و نگاهش خيره باز گردد، و خردش سرگردان، شنواييش آشفته شود، و انديشهاش حيران». [٢٣]/ ١٤٦ در آيه چهارم اندكى درباره معنى «كرّتين» توقف مىكنيم تا بدانيم به چه
[٢٠] - همان جا.
[٢١] - همان جا.
[٢٢] - همان جا.
[٢٣] - نهج البلاغة، خطبه ١٦، ص ٢٢٥.