تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٤ - شرح آيات
«و اما «ن» نهرى در بهشت بود سفيدتر از برف و شيرينتر از عسل، و خداى عزّ و جلّ به او گفت: مداد (مركّب نوشتن) باش، پس مداد شد»، [٢] و آنچه علاوه بر توضيحات شده، به نظر من مىرسد و پيش از اين درباره حروف مقطعه قرآن به آن اشاره كردهام، اين است كه تفسير «ن» پذيراى بعضى از گفتههاى مفسّران است، ولى علم آن در نزد خدا و راسخان در آن باقى مىماند كه اين معانى و تأويلات را به ايشان تعليم كرده است.
و در اين كه قلم چيست نيز اختلاف وجود دارد، گفتهاند كه: آن قلمى است كه قدرهاى خدا را در لوح محفوظ مىنويسد، و امام صادق- عليه السلام- گفت كه او (يعنى خدا): «سپس درختى را برگرفت/ ١٩٦ و آن را به دست خود كاشت و سپس گفت: مقصود از «اليد» (دست) قوت است و چنان نيست كه مشبّهه بر آن رفتهاند، و آن گاه به آن گفت: قلم شو، و بار ديگر گفت: بنويس، پس قلم به او گفت: پروردگارا، چه چيز را بنويسم؟ گفت: آنچه تا روز قيامت وجود پيدا خواهد كرد، پس چنين كرد»، [٣] و در حديثى ديگر به سفيان ثورى گفت: «پس نون فرشتهاى است كه خبر را به قلم مىرساند كه فرشته است، و قلم آن را به فرشته ديگر كه لوح است مىرساند، و لوح به اسرافيل مىرساند، و اسرافيل به ميكاييل، و ميكاييل به جبراييل، و جبراييل به پيامبران و فرستادگان صلوات اللَّه عليهم مىرساند». [٤] آنچه به نظر من مىرسد اين است كه: معنى قلم همان مصداق معروف آن در نزد انسان است، از آن لحاظ كه قلم وسيله نقل علم و تثبيت آن با نوشتن است، و علم ارزشى است كه وحى به آن اعتماد دارد، پس سوگند ياد كردن به قلم همچون وسيلهاى براى علم، كاشف از عظمت آن است بدان جهت كه آن را به مقام و مرتبه ديگر حقايقى مىرساند كه خدا در قرآن به آنها سوگند ياد كرده است، و چون انسان
[٢] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٨٨.
[٣] - همان جا.
[٤] - همان جا.