تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٣ - اولا
«إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ- تا روز قيامت.» با آن بتوانند به يقين و ضرس قاطع بگويند كه از عذاب براءت دارند و در اماناند.
«إِنَّ لَكُمْ لَما تَحْكُمُونَ- كه شما حق داريد كه هر چه مىخواهيد به آن فرمان دهيد؟»/ ٢٤٠ پس آيا از جانب خدا كارها به شما تفويض شده است؟! و بر اين هيچ دليلى وجود ندارد، و اگر خدا سوگندى ياد كرده است، درباره رسالت او است، در صورتى كه در قرآن سوگندهاى در اين باره آمده است كه جهنم را از مجرمان پر خواهد كرد، و شايد گفته خداى تعالى إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ ما را به آن هدايت كند كه آنان در ظاهر بر مردمان در دنيا حكومت مىكنند، ولى وضع در آخرت كاملا تغيير مىپذيرد، بدان سبب كه ديگر براى آنان سلطه و قدرتى باقى نمىماند، چه در آن جا ولايت و حكومت حق خدا است، بلكه در دنيا نيز ضرورى نيست كه آنان به هر چه مىخواهند دست يابند و بر ديگران حكومت كنند، چه بر هيچ كارى جز به اذن خداى قاهر و مستولى بر بندگانش قادر نيستند.
البته خدا وعده آمرزش و پاداش نيك به بنده خود داده، و اين تا روز قيامت و بدون شرط و قيد نيست. و اين كه بعضى چنان توهم كردهاند كه سلطان سايه خدا در زمين است، يا او از مسئوليتهاى كارهايش معارف مىشود، چيزى جز آرزوهاى برخاسته از هوا و هوسها نيست، و در برابر حجت عقلى از ميان مىرود. به همين سبب سياق در اين جا به چالش مىپردازد و مىگويد كه اگر كسى شجاعت آن را دارد، طرفدار اين گفته شود و از آن دفاع كند و به مجادله درباره آن بپردازد.
«سَلْهُمْ أَيُّهُمْ بِذلِكَ زَعِيمٌ- از ايشان بپرس كه كدامشان عهدهدار اين كار مىشود.» زعيم كسى است كه به كارى مىپردازد و متصدى آن مىشود، و زعيم قوم به همين معنى است، و هيچ كس متكفل و زعيم اين كار نمىشود، بدان جهت كه بر هيچ دليل منطقى متكى نيست، بلكه از خيال و گمان برخاسته است، و اين آيه