تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٤ - شرح آيات
آن است كه قرآن از نزد خدا آمده و هيچ يك از پيامبر يا جبرييل جز در رساندن آن دخالتى در اين رسالت نداشتهاند، و به همين جهت است كه در دو آيه ياد شده درباره صفات تأكيد شده است.
«وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ- و گفته شاعرى نيست.» بدان سبب كه به گفتههاى شاعران شباهتى ندارد، و نه در وزن و نه در قافيه و نه در بلاغت، زيرا كه فاصله ميان بلاغت و ادب رفيع قرآن و بلاغت و ادب شاعران فاصلهاى است كه از اندازه آن كسى جز خدا آگاه نيست، و آن را رسول بزرگوار (ص) با گفته خود چنين توصيف كرده است: «فضل قرآن بر سخن ديگر همچون فضل و برترى خدا بر آفريدگان او است»، [٨٩] و تفاوت در معانى نيز چنين است، چه براى شاعر آنچه مهم است تنها ظاهر كلام است و در معنى گرفتار خبط و خطا مىشود، و اگر رسول همچون شاعران مىبود، حتى در نقل رسالت خدا نيز چنين مىكرد، چه طبيعت شاعران چنين است.
بزرگترين تفاوت ميان رسالت خدا و شعر آن است كه رسالت مشتمل بر حق است و ديگران را به آن راهنمايى مىكند، در صورتى كه بيشتر شعر مشتمل بر باطل است، و رسالت از حقايق واقعى سخن مىگويد، در صورتى كه شاعران بدون حساب عواطف و گمانهاى خويش را مطلق العنان قرار مىدهند، و بر مشاعر و احساسات تكيه دارند، در صورتى كه رسالت خدا متكى بر علم گسترده او است، و از اين جا مىتوانيم بگوييم كه كلمه شاعر منحصر به كسى نيست كه بيتها و قصيدهها را به نظم درمىآورد، هر چند از مصداقهاى آشكار آن است، بلكه معنايى گستردهتر پيدا مىكند و هر كس را شامل مىشود كه از فرهنگ بشرى برخاسته از گمانها و مشاعر بشرى پيروى مىكند و نه از علم الاهى همچون صاحبان نظريهها و فلسفهها، و شايد همين جدايى را از شكست خوردن نظريههاى بشرى و تزلزل آنها بوده باشد، در
[٨٩] - بحار الانوار، ج ١٣، ص ١٩، و اين بدان معنى نيست كه قرآن در منزلت و مقام آفريدگار است، چه مخلوق خداوند عزّ و جل است، بلكه معنى آن اين است كه هر برترى و فضل موجود در قرآن همچون برترى و فضلى از خدا است، بدان جهت كه كلام او است.