تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٣ - شرح آيات
ولى خداوند متعال از آن روى طلاق را مشروع قرار داده است كه پيوندهاى همسرى در اسلام براى هدفهايى فردى و خانوادگى و اجتماعى و فرهنگى وضع شده، و در آن هنگام كه نتواند به اين هدفها برسد يا به آنها آسيب برسد، طلاق شايستهتر از عدم آن مىشود.
از آنجا كه با عمل طلاق اساس خانواده فرو مىريزد، خدا دين خود را بر پايه حفظ اين اساس قرار داده، و مراعات بسيارى از قيدها را در آن واجب شمرده است تا طلاق بتواند مشروع باشد، كه از آن جمله است وجوب نگاه داشتن عدّه، و باقى بودن زن تا پايان مدّت عدّه در خانه شوهر، و حاضر بودن دو گواه عادل در هنگام طلاق دادن، و نظاير اينها.
اسلام طلاق را همچون يك مسئله شخصى در نظر نمىگيرد كه- چنان كه بعضى گمان مىكنند و نيز در بعضى از مذاهب چنين است- مرد به هر گونه كه دلخواه او است عمل كند، بلكه طلاق قضيهاى اجتماعى است كه با حيثيت و هستى خانواده به صورت خاص و با اجتماع به صورتى عام ارتباط پيدا مىكند. و به همين سبب است كه خدا حدودى براى طلاق قرار داده و همگان را از تجاوز از آن بر حذر داشته، و چنان است كه طلاق از لحاظ قانون و واقعيت و شرعى بودن جز با مراعات اين مقررات و حدود صورت پذير نمىشود.
در كنار روشى كه مشكل طلاق را از ديدگاه قانونى مورد ملاحظه قرار مىدهد، تأكيدهاى پياپى بر اهميت تقوا و به اشكال گوناگون مشاهده مىشود، بدان سبب كه آن همچون زرهى است كه جامعه را عليه دشواريهايى همچون طلاق مصون نگاه مىدارد، و همچون وسيله تضمينى راستين و بسيار مهم براى ملتزم بودن انسان به حدود الاهى و پيروى كردن از آنها در هر زمان و مكان به كار مىرود.
/ ٥٣
شرح آيات
[١- ٢] در اولين آيه خداوند متعال فرستاده خويش را به صورت يا أَيُّهَا النَّبِيُ و مسئول از امت و گواه بر آن مورد خطاب قرار مىدهد، و سپس به صورت