تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٢ - شرح آيات
از پروردگار خويش مىترسند، آمرزشى.» از گناهان و خطاهاى پيشين ايشان بهره است.
«وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ- و پاداشى بزرگ.» از آن روى چنين است كه ترس غايبانه و نهانى از خدا از اعمال نيك بزرگى است كه سيئات را از ميان مىبرد و حسنات را دو چندان مىكند. پس معنى ترس از خدا در غيب و نهان چيست؟
جواب آن است كه مقصود ترس از خدا به ميانجيگرى معرفتى ايمانى است، و نتيجهاى از عوامل مادّى كه انسان آنها را مىبيند و آثار آنها را در دنيا لمس مىكند نيست ... پس گاه يكى از ما بدان سبب ملتزم به احكام خدا مىشود و مطابق رسالت او عمل مىكند كه حكم به دست اولياى او است كه حدود و احكام او را اجرا مىكنند، و به همين سبب مرتكب دزدى يا زنا نمىشود كه حاكم يا دست او را خواهد بريد يا او را با تازيانه مجازات خواهد كرد و يا در معرض سنگسارش قرار خواهد داد، و گاه از آن نظر به جانب خدا مىرود و احكام او را مىپذيرد كه نسبت به او معرفت پيدا كرده و به آخرت ايمان دارد، و مىداند كه خدا نافرمانان را گرفتار عذاب آتش خواهد كرد، و به سبب همين عامل غيبى كه آن را نه با چشم بلكه با بصيرت و بينش خود مىبيند، ترس خدا در همه هستى او تأثير مىكند.
از شناختهايى كه در نفس روح ترس از خدا را برمىانگيزد، معرفت انسان به مراقبت مطلق خداوند متعال بر هر چيز و علم وى نسبت به آن است، و در اين باره ميان نهان و آشكار هيچ تفاوتى وجود ندارد، زيرا كه چنين معرفتى غيب را در فهم و ادراك و رفتار بشر حضور مىبخشد.
«وَ أَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ- و خواه گفته خود را سرّى بگوييد يا آشكار سازيد، او از آنچه در سينهها است آگاهى دارد.» يعنى بر آنچه در درون جان مردمان مىگذرد آگاه است كه گفتهها و كارها در مرحلهاى پس از پيدايش آنها صادر مىشود، و چون آدمى به چنين ترازى از معرفت و شناخت برسد،/ ١٥٦ چنان است كه نه در جامعه مرتكب گناه مىشود و نه در