تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩١ - شرح آيات
برمىانگيزد و به اين نتيجه مىرسيم كه جزا امرى برخاسته از تصادف نيست، بلكه تحت هيمنه و تسلّط خداى حكيم و تدبير او است.
«إِنَّا لَمَّا طَغَى الْماءُ حَمَلْناكُمْ فِي الْجارِيَةِ- در آن هنگام كه آب طغيان كرد، شما را در كشتى حمل كرديم.» جاريه به معنى كشتى است كه بر آب جريان پيدا مىكند و به پيش مىرود، و طغيان آب يعنى افزوده شدن آن بيش از نياز آدم و جانور و گياه به آن است، و هنگامى مىگويند دريا طغيان كرد كه بر خشكى تجاوز كند، و در الدّر المنثور از ابن عباس و سعيد بن جبير روايت شده است كه گفت: بر خازنان خود طغيان كرد و فرو ريخت،/ ٢٧٦ و آب از آسمان جز به مكيال و ميزان فرو نريخته است مگر در زمان نوح (ع) كه بر خازنان خود طغيان كرد و بىمكيال و ميزان فرو ريخت، [٢١] و ابن جرير از امام على (ع) روايت كرده است كه گفت: «قطرهاى از آب جز به مكيالى فرو نمىريزد كه در دست فرشتهاى است، مگر در زمان نوح كه به آب اجازه داده شد كه بدون دخالت خازنان نازل شود، پس طغيان كرد و سرازير شد»، [٢٢] و اين بدان معنى نيست كه حجم و وزن آن در نزد خدا ناشناخته است، هرگز چنين نيست ... بلكه معنى اين است كه خدا بارانها را جز از طريق حسابهاى دقيق فرو نمىفرستد كه متناسب با نيازمنديهاى آفريدگان او است، اما در طوفان به آسمان و زمين فرمان داد كه جريان آبشان را هر چه مىتوانند افزايش دهند.
خدا نگفت: «حملناهم» يعنى كسانى را كه با نوح بر كشتى سوار شدند به راه انداختيم، بلكه گفت «حملناكم» كه خطاب به همه بشريّت است، بدان سبب كه در روز طوفان منحصر به آنان بود، و مردمانى كه پس از ايشان آمدند همه از نسل آناناند، پس در اين حمل بر كشتى ما نيز منظور بودهايم، چه اگر سفينه نمىبود هم اكنون وجود نمىداشتيم.
[٢١] - الدرّ المنثور، ج ٦، ص ٢٦٠.
[٢٢] - همان منبع، ص ٢٥٩.