تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٩ - ثالثا ناسپاسى در برابر نعمت
نيست، و عذاب ايشان در روز چهارشنبه وسط ماه شوال پس از برآمدن خورشيد خواهد رسيد، پس آنان را آگاه ساز، يونس خوشحال شد و احساس ناراحتى نكرد و نمىدانست كه عاقبت كار چه خواهد بود». [٨٢] [٥١- ٥٢] پس از آن كه خدا پيامبر خود (و از طريق او هر دعوت كننده مكتبى را به بردبارى در برابر حكم/ ٢٥٤ خدا فرمان مىدهد، اشاره به داستان صاحب الحوت يعنى يونس پيغمبر و تجربه او با قومش مىكند، و او را از آن بر حذر مىدارد كه ايستارى همچون ايستار او داشته باشد، كلام را به اين امر اتصال مىدهد و بر صبر كردن در راه رسالت تأكيد مىكند، هر اندازه هم كه چالشهاى بر ضد آن و فشارهاى براى دست كشيدن از رسالت، يا واكنشهاى بىراهنما عليه مكذبان و كافران شديدتر انگيزه اين دست كشيدن باشد، باز چنين است.
«وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ- و نزديك است كه آن كسان كه كافر شدهاند، چشم زخمى به تو وارد كنند در آن هنگام كه ذكر را مىشنوند.» يعنى على رغم اين همه براى رسيدن فرمان پروردگارت صبر كن، و زلق از انحراف است، و صاحب المنجد آورده است: ازلقه يعنى او را لغزاند و از جاى خود دورش كرد، و زلقت القدم يعنى لغزيد و ثابت نماند، و زلقت الفرس يعنى ماده اسب پيش از وقت جنين خود را سقط كرد، و الارض الزلقة يعنى زمين صافى كه هيچ چيز در آن نيست، [٨٣] و قدم بر آن مىلغزد ... و بنا بر اين «ليزلقونك» به آن معنى است كه قدمت را از رفتن بر راه حق مىلغزانند، خواه با مداهنه باشد كه مكذّبان خواهان آناند، يا با مواجهه و چالش.
بيشتر مفسّران بر آنند كه مقصود از آن ازلاق با چشم است و آن حسدى است كه به صورت غيبى در انسان مؤثر مىافتد، و از رسول اللَّه- صلّى اللَّه عليه
[٨٢] - تفسير العيّاشى، ج ٢، ص ١٢٩- ١٣٠.
[٨٣] - المنجد، ماده زلق.