تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠٨ - شرح آيات
گرفت
/ ١٠٤ «يا أَيُّهَا النَّبِيُ- اى پيامبر!» شايد از آن روى پروردگار جليل او را به صفت رسول و فرستادهاى كه مبلّغ احكام و رسالت خدا است مخاطب قرار نداد و به صفت پيامبرى با او سخن گفت كه سوگند ياد كردن او جزئى از رسالت محسوب نشود.
«لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ- چرا چيزى را كه خدا براى تو حلال كرده است بر خود حرام مىكنى.» تحريم در اين جا به معنى امتناع است نه به معنى تشريع و قانونگذارى.
خداوند متعال درباره موسى- عليه السلام- گفت وَ حَرَّمْنا عَلَيْهِ الْمَراضِعَ مِنْ قَبْلُ- از پيش دايهها را بر او حرام كرديم»، [٤] و اگر رسول با تحريم خود قانونگذار مىبود، تعبير مىبايستى به صورت (لا تحرّم- حرام مساز) و با نهى آمده باشد، بدان جهت كه قانونگذار و مشرّعى جز خدا وجود ندارد و هيچ كس را جز او، هر كس كه بوده باشد، نرسد كه به تشريع بپردازد.
از زراره از ابو جعفر- عليه السلام- روايت شده است كه گفت: از او درباره مردى پرسش كردم كه به زنش گفت: تو بر من حرامى، پس به من گفت
«اگر دستم به او مىرسيد، به سرش مىكوفتم و آن را به درد مىآوردم، و به او مىگفتم: خدا او را بر تو حلال كرد، پس چه چيز او را بر تو حرام ساخت؟ او كارى جز آن نكرد كه دروغ گفت و گمان كرد كه آنچه خدا بر او حلال كرده حرام است، و بر او نه طلاقى لازم است و نه كفارهاى»، [٥] و پيامبر به عنوان مشرّع حرام نكرد، بلكه از همخوابگى با ماريه بدان سبب امتناع ورزيد كه مىخواست رضايت خاطر همسرانش را كه رشك سبب برانگيخته شدن آنان شده بود فراهم آورد.
[٤] - القصص/ ١٢.
[٥] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٦٨، به نقل از الكافى.