تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٥ - شرح آيات
است، و اشاره به آن دارد كه خارج از حدود متعارف بود و از مرز قوانين طبيعى تجاوز مىكرد، پس هنگامى كه مىگوييم: آب طغيان كرد، مقصود تجاوز كردن آن از حد خود و مجراى عادى بيرون زدن است.
دوم: و شايد نامى براى حالت طغيان بوده باشد، و خداى تعالى گفت
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها* إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها* فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها* فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاها* وَ لا يَخافُ عُقْباها، [٦] و آنچه به نظر من مىرسد اين است كه كلمه در آن واحد از هر دو معنى حكايت مىكند، و از آن به اين مقصود پىمىبريم كه جزاى الاهى به بالاترين درجه حكيمانه و از جنس عمل و داراى حجمى برابر با حجم آن است.
«وَ أَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ- و اما (قوم) عاد به بادى تند رونده و سركش هلاك شدند.» يعنى بادى سرد و بانگدار. در المنجد آمده است: باد صرصر آن است كه سخت بوزد و سرد باشد، و صرصر الرّجل يعنى مرد بانگ و صيحه بلند كشيد، و جيرجيرك (صرصور) را بدان سبب بدين نام خوانده است كه شبانگاه صداى ممتد رقيقى از خود خارج مىكند. [٧] و اما در «عاتية» دو گفته است: يعنى آن كه از فرمان فرشتگان موكّل/ ٢٧١ بر باد (الخزنة) خارج شده و خدا مستقيما به آن فرمان داده است كه بدون واسطه آنان را هلاك كند، و ديگر اين كه چيزى است كه هيچ كس نمىتواند در برابر آن بايستد و با آن مقاومت كند، پس هر كس و هر وسيله تجاوز و سركشى را هلاك مىكند، و زمخشرى گفته است: سخت مىوزد و سركش است، يا بر قوم عاد گردنكشى كرد و با هيچ حيله نتوانستند آن را دفع كنند، چه از پنهان شدن در خانهها و چه پناه بردن به كوه يا به درون چالهها رفتن. [٨] و معنى اصيل چنين است
[٦] - الضحى/ ١١ تا ١٥.
[٧] - الكشّاف، ج ٤، ص ٩٩.
[٨] - الطلاق/ ٨.