تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٧ - شرح آيات
چنان مىنمايد كه آن دميدن دوم باشد كه با آن مردمان براى حساب و جزا برمىخيزند، و خداى/ ٢٨١ تعالى گفته است وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرى فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ، [٣٠] و آنچه تأكيد بر دومين دميدن صور دارد آن است كه سياق در آن سياق سخن گفتن از جزا است، و همين مستلزم آن است كه سخن درباره نفخه دوم باشد كه جزا پس از آن خواهد بود. و در اين جا بعضى از اخبار امامان راهنما را در خصوص دميدن در صور مىآوريم. امام على (ع) گفت: «و در صور دمند و هر جانى برآيد از تن، و هر زبانى لال شود از گفتن. و كوههاى سر بركشيده درهم شود و با زمين هموار، و درهم شكند سنگهاى سخت و استوار، چنان كه سنگ سخت آن سرابى را ماند لرزان، و سنگستانها زمين هموار. پس نه شفيعى است كه شفاعت كند، نه دوستى كه بلا بگرداند، و نه پوزش خواستن سود دهد». [٣١] و امام زين العابدين در درود فرستادن خود بر حاملان عرش گفته است: «و اسرافيل صاحب صور افراشته منتظر اجازه تو است، و رسيدن فرمان، و آن گاه با يك دميدن در صور فرو افتادگان اسير گورها را آگاه و بيدار مىكند»، [٣٢] و وهب بن منبه از امام صادق (ع) روايت كرده است كه گفت: «خدا صور را از مرواريدى آفريد كه پاكى و صفايى همچون شيشه داشت، و سپس به عرش گفت كه: صور را بگير، پس به آن آويخته شد، و سپس گفت: باش، پس اسرافيل به وجود آمد، و آن گاه به او فرمان داد تا صور را بگيرد و او آن را گرفت، و در آن روزنههايى به شماره روحهاى آفريده شده است كه هيچ دو روحى از يك روزنه خارج نمىشوند، و در وسط صور گشادگيى همچون گردى آسمان و زمين است، و دهان اسرافيل بر اين گشادگى نهاده، سپس پروردگار متعال به او گفت: تو را بر صور موكّل كردم و دميدن و بانگ برآوردن از آن مخصوص تو است، پس اسرافيل وارد قسمت پيشين عرش شد، پس پاى راست
[٣٠] - سورة الزمر/ ٦٨.
[٣١] - نهج البلاغة، خطبه ١٩٥، ص ٣١٠.
[٣٢] - بحار الانوار، ج ٥٩، ص ٢١٧.