تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٩ - شرح آيات
كوبيده و ويران مىشوند. و در آيه اشارهاى به يك حقيقت علمى زمين شناختى مىشود، چه خدا فقط نگفته است «و حملت الأرض» به اين اعتبار كه كوهها نيز جزئى از آن است، بدان سبب كه آنها در واقع هستيهاى شبه مستقلّ دارند، و كوهها را در زمين قرار داده و به صورت ميخهايى در آن كوفته است. [٣٦] و هر كوه به صورت درختى است كه تنه و ريشههايى فرو رفته در اعماق زمين دارد ... و نيز به اين امر هدايت مىشويم كه در روز قيامت زمين بر اثر دكّ و كوفته شدن سطحى هموار پيدا مىكند و به همين سبب قرآن از آنها به شكل خاصّ و جداگانه ياد كرده است، بدان جهت كه زايدههاى مرتفعى بر سطح آناند.
برانگيخته شدن مردمان براى حساب همزمان با اين حوادث هراس انگيز جهانى شده است تا قدرت خدا در نظر مردمان تجلّى پيدا كند،/ ٢٨٣ و همه حجابها و عذر و بهانهها فرو ريزد، و حتى در دنيا نيز براى كسانى كه به آخرت ايمان دارند و نشانههاى آن را مىفهمند نيز چنين مىشود.
[١٥- ١٧] و پس از آن كه قرآن منظرهاى از قيامت را براى ما به تصوير مىكشد، در اين باره تأكيد مىكند كه آن از بزرگترين وقايعى است كه انسان با آن رو به رو مىشود، بدان سبب كه همه كاينات را ويران مىسازد و انسان را به جايگاه ابدى خود سوق مىدهد.
«فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْواقِعَةُ- پس در آن روز واقعه وقوع پيدا مىكند.» معرفه ساختن «واقعة» با الف و لام آن را در ذهن شنونده بزرگ جلوه مىدهد، و براى آدمى درباره اين نكته تأكيد مىكند كه او را با اين واقعه يك عهد و پيمانى است كه خدا در فطرت او نهاده است، و براى انسان درست و تمام عيار نكره و ناشناخته نيست، و در ناميدن قيامت به «الواقعة» تأكيدى لفظى است بر اين كه حقيقتى است و حتما وقوع و حصول پيدا خواهد كرد، پس بودن يك شىء واقعى در غيب، و جدا كردن زمان آينده آن را از انسان، منافى اصل وجود آن
[٣٦] - رجوع كنيد به آيات: الغاشية ١١، النازعات ٣٢، النبأ ٧.