تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٩ - شرح آيات
كمك بخواهند تا به ياريشان برخيزند، و در آن هنگام كه آسمان باران خود را حبس مىكند، آيا شريكان پندارى مىتوانند سبب فرو ريختن باران شوند؟ هرگز ...
آيا نمىبينى كه انسان در آن زمان كه روزى او حبس مىشود، به راهنمايى فطرت و انگيزش عقل، به پروردگار خويش پناه مىبرد؟! أَمَّنْ هذَا الَّذِي يَرْزُقُكُمْ إِنْ أَمْسَكَ رِزْقَهُ- يا كيست كه چون او از رسيدن روزيش به شما جلوگيرى كند، او به شما روزى دهد؟» چنان مىنمايد كه روزى از راه زمين به دست مىآيد، پس اگر زمين حاصلخيز و آبها فراوان نباشد، آيا كشاورز مىتواند چيزى از آن به دست آورد؟! يا اگر در كشورى كانها و منابع وجود نداشته باشد، آيا صنعتگر مىتواند صناعت خود را كامل كند، يا نفت و طلا و سنگهاى گرانبها استخراج كند؟! بدين گونه بشر در روزى خدا به جستجو مىپردازد و معاش خود را از آن فراهم مىآورد، و اگر رزق وجود نداشته باشد ديگر معاشى باقى نمىماند، ولى با وضوح اين مطلب كافران بر آن اصرار مىورزند كه از كفر و فريب دست برندارند.
بَلْ لَجُّوا فِي عُتُوٍّ وَ نُفُورٍ- بلكه در گردنكشى و گريز از حق خيرگى كردند.» لجّ و لجاجت: عناد ورزيدن در دشمنى و اصرار كردن بر عناد و پرداختن به كارى است كه از آن بازداشته شدهاند، و «لجّ/ ١٧٣ فى الامر» يعنى با آن ملازم شد و از منصرف شدن از آن خوددارى و خيره سرى نشان داد، [٣٨] و عتو به معنى استكبارى است كه از حد گذشته باشد، و در آن قلب سخت شده است و نرمى نمىپذيرد، و ستمگر طغيان مىكند و تجبر نشان مىدهد، [٣٩] و نفور به معنى نفرت داشتن و دور شدن است و اين كه آدمى از چيزى اعراض كند و از آن رويگردان شود، [٤٠] و در
[٣٨] - المنجد، ماده لجّ.
[٣٩] - المنجد، ماده نقر، با تصرف.
[٤٠] - همان جا، با تصرف.