تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٥
«فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً- پس گفتند كه: ما قرآنى شگفت انگيز شنيديم.» اين شگفتى تا حدّ زيادى به شگفت زدگى جادوگران در برابر معجزات موسى- عليه السلام- شباهت دارد كه پس از آن ايمان آوردند و جادوگرى را ترك كردند. و شايسته است كه انسان در جستجوى آن برآيد كه چگونه قرآن ايشان را بر اين كار برانگيخت، و اگر شگفتى پيدا مىكند، از قرآن باشد نه از ايشان.
/ ٤٣٨ جنّيان همچون آدميان در زندگيشان با اتفاقاتى رو به رو مىشوند، و در ميان آنان دعوت كنندگان به علم (و بنا بر تعبير ايشان: سفيهان) وجود دارند كه آنان را پيوسته از حق گمراه مىكنند، ولى در آن هنگام كه قرآن را شنيدند و به آن گوش و توجه خود را فرا دادند، تفاوت ميان رسالت خدا كه حامل علم و هدايت است، و فرهنگهاى رايج در نزد ايشان كه جز مشتمل بر نادانى و گمراهى نيست، آشكار و متجلى شد. و شايد اين تفاوت و جدايى از مهمترين عواملى بود كه سبب شگفتزدگى ايشان از شنيدن قرآن شد.
«يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ- كه به شناختن حق رهبرى مىكند،» و به انسان راه روشنى را كه سبب رسيدن وى به آن است، نشان مىدهد.
قرآن حق را به ما مىآموزد، و عقل و ضمير و ديگر انگيزههاى خير را رشد مىدهد، و همين ما را به عملى كردن حق به بهترين صورت وامىدارد، و در كجا ممكن است به چنين چيزى در قرآن دسترس پيدا كنيم؟ آيا آن را در انديشههاى پوشيده و غامض فيلسوفانى مىتوان يافت كه براى پوشيده نگاه داشتن جهل و تناقض در پشت كلماتى كلّى پنهان شده است، يا در فرهنگهاى ابتدايى و گفتههاى شعرا؟ در هيچ جا ... و همين امر بود كه گروهى از جنّيان را به ايمان آوردن به قرآن و به دور افكندن همه انديشهها و فرهنگهاى ديگر واداشت، و آنان قرآن را تنها چيزى يافتند كه راه حق را به ايشان نشان داد.
با آن كه رشد را معنى عامّى است كه بسيارى از مفردات را شامل مىشود، چنان كه قرآن ما را به شناخت حقايق علمى و سنّتهاى طبيعى و نظامهاى