تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٧
دست و پاهاى آنان را بريد و بر درختان خرما به دارشان آويخت.
نفى قاطع جنيان به اين كه هرگز به شرك باز نخواهند گشت، ما را به وجود نيروهايى رهبرى مىكند كه فشار/ ٤٤٠ بر ايشان وارد مىشده است تا بر خلاف ميل خودشان مشرك نسبت به خدا شوند، به همان گونه فرعون به زور جادوگران خود را به جادوگرى و ادامه دادن به آن مجبور كرده بود، و نيز به همان گونه كه طاغوتان امروز لشگريان نظامى و تبليغى و مخابراتى خود را به وارد كردن ظلم و ستم بر ملتها وا مىدارند. چون بزرگترين فشارها و خطرناكترين آنها فشار براى گمراه شدن از حق است، و تشويق كردن مردمان به شرك از راه تربيت فاسد و تبليغات گمراه كننده، آن گروه جنيان آشكارا گفتند كه ديگر فريب وجود داشتن شريكان خدا و ترديد كردن در عظمت او را نخواهند خورد.
«وَ أَنَّهُ تَعالى جَدُّ رَبِّنا مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً- و اين كه او پروردگار متعال و بزرگ ما است و همسرى اختيار نكرده و فرزندى ندارد.» انديشه همسرى و فرزند برخاسته از آن است كه مخلوق محدود درباره خالق بزرگ خويش تصورى از راه مقايسه او با خودش پيدا كرده بوده است، و اين درست همان عامل فكرى اساسى كه بر پايه آن نظريهها و فلسفههايى بشرى ساخته شده و معتقدان به آنها در هنگام گفتگو از ذات و صفات خدا او را به بندگانش شبيه تصور مىكنند و خدا از آنچه مىگويند منزه و برتر است.
انسان جاهل و نادان وجود افقهاى بيكران را كه دانش او به آنها نمىرسد انكار مىكند لذا مىخواهد همه چيز را با آنچه مىشناسد و از آن اطلاع دارد تشبيه كند. بنا بر اين، امورى در خيالش مىگذرد كه واقعيت ندارند و اين تخيل نيز به نوبه خود مانع او از شناخت حقايق مىشود. از اين رو، بايد خداوند را از هر گونه تشبيه و همانندى پاك و منزه دانست زيرا اين تنها راه شناخت خداوند سبحان است.
همچنين يك عامل نفسانى براى شرك در آن تجسم پيدا مىكند كه مشركان مىخواهند اين گمان را رواج دهند كه خود فرزندان خدايند، به همان گونه كه جهودان و ترسايان مىگفتند نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ ... و از آن روى لازم