تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٤٧ - شرح آيات
بلكه شهادت عليه آنها داده مىشود.
/ ٣٢٧ و از اين جا دنباله تأويل امام صادق- عليه السلام- پيرامون فرمايش حضرت على (ع) درباره اين آيه كه موجب حسرت كافران است به دست مىآيد. [١١١] پس امام راستين در هر امت، پهلو به پهلوى ارزشهاى الاهى، در هنگام رسيدگى به حساب و دادن جزا در آن روز كه هر دسته از مردم با امام خود در محشر حضور پيدا مىكنند، حجت خدا بر خلق اويند كه او نيز مايه حسرتى براى كافران خواهد شد، بدان جهت كه گواه و حجتى بر ايشان است.
«وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ- پس او حق يقين است.» يعنى حقى است كه خود را بر انسان واجب مىسازد و او به آن يقين پيدا مىكند، پس او حق در عالم واقع و يقين در عالم نفس است. و صاحب الكشّاف گفته است: قرآن يقين و حق اليقين است، چنان كه مىگويند فلانى عالم و حق عالم است، و حدّ عالم، پس معنى آن مىشود عين اليقين و يقين محض، [١١٢] و رازى گفته است: يعنى حقى كه هيچ بطلانى در آن وجود ندارد، و يقينى كه شكى در آن نيست، [١١٣] و تأكيد بر اين صفت قرآن در سياق نفى شعر و كهانت از آيات او مىآيد، همچون اشارهاى ناپيدا به دو نفر ديگرى كه خيال و كذب و پرداختن به غيب آنان را از راه به در برده بود، و اين از تفاوتهاى اساسى ميان رسالت خدا و فرهنگ و ادب شاعران و كاهنان است، كه آن يك محتوى حق و علم در بالاترين درجات آن (يقين) است، و اين دو آكنده از تناقض و باطل و خلأ و آشفتگى فكرى و علمى.
از اين توصيف قرآن به آن كه «لحقّ اليقين» است، پيروى از راه قرآن شرط اساسى براى پيشرفت ايمانى و علمى انسان به سوى يقين مىشود، و اين
[١١١] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٤١٠.
[١١٢] - الكشّاف، ج ٤، ص ٦٠٧.
[١١٣] - التفسير الكبير، ج ٣٠، ص ١٢٠.