تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٣
واحد آن لبدة است همچون اللبد المتلبّد يعنى مجتمع، و جمع لبد، الباد و لبود است و البدت السرج يعنى براى زين لبد قرار دادم و البدت الفرس بر آن لبد نهادم، چنانچه بر آن سرج يا لگام نهادم.
٢٥ [إن أدرى]: نمىدانم.
/ ٤٣٦
ما قرآن شگفت شنيديم
رهنمودهايى از آيات
[١- ٣] بحث قرآن درباره جن يك بحث بيهوده فكرى نيست كه هدف آن تنها ايجاد تصور ديدگاهى از يك آفريده شگفت انگيز بوده باشد، بلكه مقصود از آن درمان كردن يك مشكل و دشوارى حقيقى در فرهنگهاى مردم است كه در واقعيت بعضى از آنان به صورتى خطرناك جلوهگر مىشود و به پيدايش خرافات و اسطورهها و شرك ورزيدن به خداى عزّ و جلّ مىانجامد. و با وجود آن كه همه قرآن وحى شده از جانب خدا به فرستاده او است، در آغاز اين سوره مباركه تأكيدى بر اين امر مشاهده مىشود كه گفتگو از جن و آنچه در آيات آمده، سخنى نيست كه از تجربه شخصى رسول اللَّه (ص) به دست آمده باشد، يا همچون سخن ديگر افراد بشر درباره جن كه جز بر خيال و پندارها بنا نشده است، بلكه گفته داناى نهان و آشكارى است كه رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- را از طريق وحى كه هيچ شكى در آن راه ندارد، از آن آگاه كرده است.
«قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِ- بگو: به من وحى رسيد كه گروهى از جن گوش فرا داشتند.»