تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦٤
كند، از جمله همين «رجال من الانس» است، مگر نه چنان است كه اينان در حقهبازى و تردستى و چشمبندى مردمان و كهانت دست به دامن ايشان مىشوند؟! چون گروه جن- بر خلاف پندار اين گونه مردان- همه چيز را نمىدانند، و از قدرت انجام دادن كارهاى محال بىبهرهاند، سبب افزايش رنج بدنها و جانهاى آنان مىشوند، و با خبرهاى دروغين خود، و فرو رفتن در گردابهاى وعدههاى ايشان كه قدرت وفا كردن به آنها را ندارند، گمراهى آنان از حق افزايش پيدا مىكند. و اما از جانب جنّيان، شايد آنان نيز همچون مردان بشرى گرفتار گمراهى باشند، و خود را بزرگ شمارند، و چنان تصور كنند كه از نيمه خدايانند، كه اين خود نتيجهاى است كه از تقديس مردان انسانى نسبت به ايشان و پناه بردن به آنان محسوب مىشود.
كاهنان و جادوگران نيز به نوبه خود مردمان پيرامون خويش را گمراه مىكردند. امام باقر (ع) گفته است: «كسى به نزد كاهنى كه از طرف شيطان به او وحى مىرسيد مىرفت و مىگفت: به شيطانت بگو كه فلانى بر تو پناه برده است». [١٤] عياذ و پناه بردن اعتصام و چنگ زدن به چيزى براى جلوگيرى از رسيدن شرّى، [١٥] و استعاذه در اين جا يكى از دو معنى را دارد
اول: آنان معتقد به اين امر بودند كه جنّيان نيروهاى شر در طبيعتاند، و در نتيجه براى رهايى از شرّ و آزار آنان واجب است كه ايشان را راضى نگاه دارند.
/ ٤٤٧ دوم: آنان كه در برخورد با خطرها و دشواريها، يا هنگام ايستادگى در برابر نيروهايى كه از آنها مىترسيدند، به جنيان اعتماد مىكردند، و بر اين گمان بودند كه امكان به دست آوردن نفع يا رسيدن زيان از طرف آنان وجود دارد ... و در نتيجه، به جاى آن كه به گشودن مشكلات خودشان از طريق به كار انداختن عقل و
[١٤] - البرهان، ج ٤، ص ٣٩١.
[١٥] - التبيان، ج ١٠، ص ١٤٨.