تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٩ - شرح آيات
نزديكى كردن خود به دستگاه دينى امت به آن دسترس پيدا كنند، آن است كه اين دستگاه را اسير و گرفتار خود سازند و با آن به زدن و كوفتن ديگران همچون محرومان مستضعف و مصلحان خواهان تغيير به صورت جمعى يا فردى بپردازند، و سبب اين است كه آنان خواهان هيچ چيز جز مصلحت خويش نيستند، به همان گونه كه از نخستين كساناند كه به معارضه با هر تغيير و اصلاح مشغول مىشوند، و از آن روى چنين است كه وجود نظامهاى فاسد و منحرف از حق عامل اساسى در بهرهكشى ايشان از طبقه محروم و ناكام و رسيدن ايشان به آرزوهاى مادى خويش خواهد شد. پس صفات اين فرقه كدام است؟
/ ٢٠٩ ١- مبالغه در سوگند ياد كردن تا آنجا كه عنوان حرفهاى براى ايشان پيدا مىكند، تا از اين راه پشتوانهاى شرعى براى تأييد كلام خود به دست آورند، و از همين راه بر ايستار رهبرى و رأى آن تأثير بگذارند، و نيز براى آن كه سوگندها با لذات اعتبارى بزرگ در نزد مؤمنان دارد، و اين بدان معنى نيست كه مترفان از اين گروه تنها به سوگند ياد كردن بسنده مىكنند، چه آنان دروغ مىگويند و سخن خود را از راههاى گوناگون آرايش مىكنند، و سوگند ياد كردن چيزى جز يكى از همين راهها نيست، پس بر پيشوا لازم است كه از آنان پرهيز كند.
«وَ لا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ- و به فرمان هر سوگند خوار حقير مباش.» آشكار است كه كلمه «مهين» از هوان به معنى خوارى و حقارت گرفته شده، و حلّاف از آن روى به آن متوسل مىشود كه در پيش خود و در نظر ديگران خوار و حقير است، و به همين سبب پيوسته چنان مىانديشد كه به سبب حقارت وى سخنش ارزش و اعتبارى در نزد ديگران ندارد، و همين امر او را بر آن مىدارد كه در سوگند ياد كردن مبالغه كند تا شايد سخنش مورد پسند و قبول ديگران واقع شود.
معمولا اشخاص پست كه عقده حقارت در جانشان مستحكم شده، در آن تلاش نمىكنند كه در مراكز نيرو در اجتماع دينى يا سياسى يا اقتصادى يا اجتماعى راه يابند و از اين راه پوششى براى حقارت خود فراهم آورند و نقص خود را جبران كنند، و اگر در دستگاههاى قلع و قمع و جاسوسى طاغوتى به تجسّس