تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٣ - ثالثا ناسپاسى در برابر نعمت
روشهاى آن ايمان آوردند نيست، و اين كه چگونه وضع زندگيشان تطور و تكامل پيدا كرد، پس مترفان به چه دليل تكذيب مىكنند؟! «أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ- يا از ايشان مزد و پاداشى مىخواهند كه از زيان كردن آن سنگين بار مىشوند.» مغرم در تجارت به معنى زيان يا مالى است كه به اكراه داده شود، [٧٧] و در تجارتى كه رسول دعوت كننده مردمان به آن است خسارتى وجود ندارد، بلكه مشتمل بر سودهاى دنيا و آخرت است، چنان كه او (ص) از هيچ كس مزدى براى تبليغ رسالت درخواست نكرده بوده است، بدان سبب كه وى (ص) (و نيز هر رهبرى مكتبى) به خاطر خدا تبليغ مىكند و پاداش و سپاسى نمىخواهد، و طالب مال و منصبى نيست،/ ٢٤٩ چه خداى عزّ و جلّ پاداش او و هر مصلح مخلص را وعده كرده و گفته است وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْراً غَيْرَ مَمْنُونٍ كه در آغاز سوره گذشت.
آرى، دعوت رسول (ص) خالص از توجه به مال و چيزهاى ديگر دنيا است، پس هيچ عذرى مترفان براى تكذيب او يا شك كردن در رسالت او ندارند، و اگر از پيروى او سرپيچى مىكنند براى آن بيمارى است كه در سينههاى ايشان جاى دارد.
ثالثا: ناسپاسى در برابر نعمت
[٤٧] مترفان به زندگى مىنگرند و هر چيز را در آن از طريق مادّه (مال و ثروت) ارزيابى مىكنند و همه چيز را همين ماده مىدانند، و تا زمانى كه اين ماده در دست ايشان است، هيچ نيازى را به علم يا پيشواى عالمى كه آنان را به حق راهنمايى كند، و در جوانب زندگى راهگشاى ايشان باشد، احساس نمىكنند، و قرآن اين امر را نفى مىكند و با استنكار مىپرسد
«أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ- يا اين كه غيب در نزد ايشان است، پس آن را بنويسند.»
[٧٧] - المنجد، ماده غرم.