تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٥ - ثالثا ناسپاسى در برابر نعمت
رسيدن به هدفهاى در نظر گرفته شده از حركت تغييرى، يا لا اقل چشم پوشى از بعضى ارزشها و خواستها، و تسليم شدن به چالشهاى مخالف و بر اثر آن گرفتار شدن به مداهنه و سستى در بعضى از آنها، و خدا به همين مطلب اشاره كرده است در گفتهاش فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّما أَنْتَ نَذِيرٌ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ. [٨٠] دوم: خطر مأيوس شدن از مردم، كه سبب كناره گرفتن و به خود فرو رفتن ايشان است، و به همين سبب حكم كفر براى آنان صادر مىشود و همين امر سبب از دست رفتن كارآمدى تغييرى مصلحان خواهد شد.
و به همين سبب رسولان به آن نياز دارند كه در مواجهه با مترفان بيشتر صبر كنند. و صبر/ ٢٥١ همچون صفتى نفسى و روانى به آنان روح استمرار و استقامت در راه رسالت را مىبخشد.
«فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ- پس براى رسيدن فرمان پروردگارت شكيبا باش.» يعنى كار شاذّ و خارج از قاعدهاى نيست، بلكه از سنتها و قوانين طبيعت است كه پروردگارت به آن فرمان داده است كه در جوامع جريان داشته باشد، و شناخت اين حقيقت مستلزم آن است كه روح صبر و استقامت در نفوس مصلحان دميده شود و در رسيدن به نتايج شتاب نورزند و جامعه را به كفر منسوب ندانند، و حتى همچون يونس بن متّى- عليه السلام- نباشند كه چالشهاى قومش سبب به وجود آمدن غيظ و غضب براى رسالت پروردگارش در جان او بود و با دعا از خدا خواستار هلاك ايشان شد.
«وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ- و همچون صاحب حوت مباش كه از خشم گلوگير بانگ برآورد.» امام باقر- عليه السلام- گفت: «يعنى اندوهناك» بود، [٨١] و در جاى
[٨٠] - هود/ ١٢.
[٨١] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٩٩.