تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٨ - شرح آيات
إِنِ الْكافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ- كافران جز در فريب به سر نمىبرند.» غرور همان وهم و پندار است. آيا به اين نكته توجه دارى كه آن نافهمى كه چنان مىپندارد كه مىتواند با دست خود از انفجار هستهاى جلوگيرى كند، چه اندازه مغرور و فريب خورده است؟! آرى، ممكن است گاه مزخرفى بگويد و خود را بفريبد، ولى در هنگام رو به رو شدن با حقيقت آشكار مىشود كه فريبى همه وجود او را احاطه كرده بوده است، و ما امروز دامنه غرور و فريبى را مشاهده مىكنيم كه نيروهاى استكبار جهانى در آن به سر مىبرند، كه اين همه از داشتن كارخانههاى بزرگ اسلحه سازى و قدرت اقتصادى برخاسته است، ولى از اينها در برابر قدرت مطلقه الاهى چه كار برمىآيد، در صورتى كه مستكبران مدّعى آناند كه سرانجام بر حق پيروز خواهند شد؟! معمولا فريب خوردگى جز پس از آن كشف مىشود كه فرصت از دست رفته است، و آن در هنگامى است كه آگاهى يافتن انسان به حقيقت تلخ هيچ دردى را نمىتواند از او درمان كند.
اينك مىپرسيم: آيا شايستهتر آن نبود كه در اين جا نامهاى عزّت و قوّت به جاى نام/ ١٧٢ «الرّحمن» بيايد، چه سياق قرآن در اين جا سياق چالش است، ولى چون نيك تدبّر كنيم به اشاره لطيفى در ذكر نام «الرحمن» متوجه مىشويم، و تو گويى چنان است كه قرآن به آدمى مىگويد كه مصالح حقيقى خود را در نزد صاحب رحمت مىيابى، پس چرا به جاى خدا به پرستش شريكان پندارى او پرداختهاى؟! هنگامى كه راهروهاى زندگى تنگ مىشود، به كجا پناه ببريم؟ مگر نبايد به پهنههاى گسترده رحمت خدا پناهنده شويم؟ و در آن هنگام كه بلاها و نكبتها پشت سر هم فرا مىرسد به چه كس روى آوريم؟ آيا جز دژ رحمت خداى رحمان پناهگاهى وجود دارد؟
[٢١] براى خردمندان بر حسب فطرت و عمل اين امر به اثبات رسيده است كه پيروز شدن بر دشواريها و چالشها به فضل خدا امكان پذير مىشود، و آنان نيروهاى ديگرى را، جز خداوند سبحانه و تعالى، نمىشناسند كه بتوانند از آنها