تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٧ - شرح آيات
خود نمىخواند بلكه تنها خود شرمسار است و از آنچه در آن مىبيند گرفتار حسرت مىشود، تا آن حد كه آرزو مىكند كه كاش پيش از خواندن كتاب او را براى چشيدن عذاب روانه مىكردند.
فخر رازى گفته است: و بدان كه چون او در كتاب خود مىنگرد و كارهاى زشت خويش را در آن مشاهده مىكند، شرمسار مىشود و عذاب حاصل از اين شرمسارى براى وى از عذاب آتش پيشى مىگيرد، پس مىگويد: كاش مرا با آتش عذاب داده بودند، و اين نامه را كه يادآور كارهاى زشت من است عرضه نكرده بودند، تا گرفتار اين شرمسارى نشوم، و اين تو را از آن آگاه مىسازد كه عذاب روحانى سختتر از عذاب جسمانى است، [٦١] و بيشتر مفسران همين گونه اظهار نظر كردهاند. سپس قرآن به زبان حال اصحاب الشمال چنين مىگويد
«وَ لَمْ أَدْرِ ما حِسابِيَهْ- و نمىدانستم كه حسابم چگونه است.» كه اين دليلى بر وجود سه گونه عذاب است: عذاب رسوا شدن در ميان مردم كه به محض داده شدن كتاب به دست دوزخيان بر آنان فرود مىآيد و اهل محشر از آن آگاه مىشوند كه آنان از زيانكاران و معذّباناند، و عذاب نفسى و روانى (با شرمسارى و پشيمانى) كه با نگريستن در صفحههاى سياه شده نامه اعمالشان بر اثر كارهاى زشت و گناهانى فراهم آمده است كه خود نويسنده آنها بودهاند، و سوم عذابى كه هنگام وارد شدن به آتش با آن رو به رو مىشوند، و به همين جهت آرزو مىكنند كه كاش مرگ دنيايى ايشان پايان كار مىبود و بعث و حساب و جزايى پس از آن وجود نمىداشت.
/ ٣٠١ «يا لَيْتَها كانَتِ الْقاضِيَةَ- كاش (با آن مرگ) كار پايان مىپذيرفت.» «قاضية» چيزى است كه با آن همه چيز به پايان مىرسد. هنگامى كه به دقت در آيات نظر كنيم، به حقيقتى لطيف راهنمايى مىشويم، و آن از تكرار شدن صيغه آرزو بر زبان اصحاب آتش (آيات ٢٥- ٢٧) حاصل مىشود، و آن
[٦١] - التفسير الكبير، ج ٣٠، در ضمن تفسير آيه.