تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧٤
چون در آن حالتى كه در زهدان شك برنامهاى و در جستجوى راه راستى براى هدايت و رشد بودند، آيات ذكر حكيم را شنيدند و به آن گوش فرا دادند، گوشهاى دلهاشان نيز چنين كرد، و قلبهاشان به حقايق آنها تسليم شد، پس به آن ايمان آوردند.
«وَ أَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدى آمَنَّا بِهِ- و چون ما راهنمايى را شنيديم، به آن ايمان آورديم.» شايد از اين جايگاه بر ما مكشوف شده باشد كه آن كسان كه براى كور و گمراه نگاه داشتن مردم تلاش مىكنند،/ ٤٥٥ به خاطر آن است كه در محيط نادانى و جاهليتى همچون جاهليت بشر پيش از دميدن فجر رسالت زندگى مىكردهاند.
نفر جن به آن اشاره مىكند كه آنچه ايشان را به اختيار هدايت با ايمان آوردن به خدا برانگيخت، آن بود كه ايمان را راه سعادت يافتند.
«فَمَنْ يُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلا يَخافُ بَخْساً وَ لا رَهَقاً- پس هر كه به پروردگارش ايمان آورد، نه از كاهشى بيمناك است و نه از ستمى.» بر عكس اين است شريك قرار دادن چيزهايى همچون جن و بتان كه بر مشرك چيزى جز زيانى پس از زيان ديگر عايد نمىكند، بدان سبب كه آنچه شريك خدا فرض شده از تحقق بخشيدن سود و زيان براى خودش عاجز است تا چه رسد به ديگران! بعضى از مردمان، همچون يزيديان، شيطان را تقديس مىكنند، و پايه فلسفى ايستار ايشان آن است كه شيطان نماد نيروهاى شرّى است كه بايد با پرستش وى و كسب رضايت او از آنها در امان ماند، در صورتى كه ترك كردن پرستش خدا در ايشان به اين بهانه بوده است كه خدا، به گمان ايشان، پروردگار رحمت است و از ناحيه او هيچ ترسى وجود ندارد ... و هم اينان طاووس را بزرگ مىدارند، بدان سبب كه به اعتقاد ايشان جايگاه شيطان است، در صورتى كه ايمان به جز خدا اطمينان آدمى را تأمين نمىكند، بلكه خسارت و رنج او را افزايش مىدهد. آرى، تنها ايمان به خدا است كه قلب را از اطمينان به نيكى جزا و خوشى