تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧٦
مىكند، و به صورت معنوى و عملى نفس خود را با اسلام هماهنگ مىسازد، و اما قاسط كسى است كه ظالمانه بدون حق قسط و سهم ديگران را ضميمه قسط خويش مىكند، بر خلاف قسطى كه به عنوان حق به ديگران مىدهد، و قرآن از آن جهت كلمه مسلم را مقابل قاسط قرار داده، در صورتى كه معمولا مقابل با كافر است، كه از آشكارترين معانى اسلام عدل و دادگرى است، و تسليم شدن به حق عامل اساسى در تحقق بخشيدن ارزش واقعى عدالت است، و نيز براى آن كه مطلوب از اسلام تسليم لفظى نيست، بلكه سركوبى نفس امّاره به بدى است.
«فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولئِكَ تَحَرَّوْا رَشَداً- پس هر كس كه اسلام آورد، از كسانى است كه جوياى هدايت و رشد بودهاند.» راغب گفت: حرى الشيء يحرى، يعنى آهنگ حرا يعنى جانب آن كرد و خواستار آن شد، [٣٢] و در تفسير البصائر آمده است: تحرّى تحرّيا يعنى طلب چيزى كرد كه به گمان بيشتر شايستهتر براى به كار بردن بود ... و تحرّى الامر يعنى آن را خواست و قصد آن كرد، و تحرّى به معنى تلاش براى/ ٤٥٧ شناختن چيزى است كه شايستگى و حقانيت بيشتر دارد، و در حديث آمده است كه: «شب قدر را در دهه آخر تحرّى كنيد» يعنى به طلب كردن آن بپردازيد. [٣٣] با اين تفسير كلمه، معنى آيه آن مىشود كه هر كس اسلام اختيار كند و خود را به آن تسليم كند، رشد و هدايت را برگزيده است، و اين امرى مسلم است، چه در آن صورت خدا او را به نور وحى و آيات رسالت چنان هدايت مىكند كه عقل و علمش كامل شود و او را راشد مىسازد. و آيه تأكيدى بر آن است كه اسلام تنها تسليم نفس به حق نيست، بلكه علاوه بر اين باز شناختن و فهم حق است پس از جستجوى از آن براى رسيدن به رشد.
«وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ فَكانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً- و امّا قاسطان هيزم جهنم
[٣٢] - مفردات الراغب، مادة حوى.
[٣٣] - تفسير البصائر، ج ٤٩، ص ٣٢٠ و ٣٢١.