تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٣ - شرح آيات
هدايت را از اين كه به جايگاه شرعى خود در جامعه برسند بازمىدارند ... و قمّى در تفسير خود از آنچه گفتيم بدين صورت ياد كرده است: «الخير امير المؤمنين است». [٢٨] منافقان تنها به منع خير از ديگران بسنده نمىكنند، بلكه در گمراهى خويشتن چندان به پيش مىروند كه حدود و حقوق ايشان را در معرض تجاوز قرار مىدهند، و از لحاظ مادّى، در صورتى كه آنان را معارض و رقيب ببينند، در معرض حمله و ضربه قرار مىدهند، و اگر از محرومان باشند به بهرهكشى از ايشان مىپردازند، و از لحاظ معنوى با تهمتهاى مغرضانه به بدنام كردن و ... و ... آنان مشغول مىشوند.
«مُعْتَدٍ أَثِيمٍ- تجاوز كننده بسيار گناهكار.» براى أثيم دو تفسير وجود دارد، اول: با نظر كردن به كلمه همچون چيزى مستقل كه در اين صورت معنى آن چنين مىشود كه آنان در حدود ارتباط خود با ديگران متصف به صفت جلوگيرى از خير و تجاوز و تعديند، و در حدود خودشان صفت مخالفت با احكام خدا را دارند، همچون شرابخوارى و بدگمانى و كينه و حسد، و به صورتى مبالغه آميز از لحاظ كميت و نوع، بدان جهت كه أثيم صيغه مبالغه از آثم به معنى گناهكار است.
دوم: با نظر داشتن به كلمه در حال اتصال به ما قبل آن «معتد» كه در اين صورت چند معنى پيدا مىكند، از آن جمله است اين كه: تجاوز آنان متكى به حقى نيست همچون آن حق كه خداوند متعال در كتاب خود به آن چنين اشاره كرده است:/ ٢١٣ فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ، [٢٩] و تجاوزى ديگر به باطل و گناه است، و نيز از آن جمله است: اين كه تجاوز آنان عرضى نيست بلكه از طبيعت ايشان است و ريشه در جانهاى ايشان دارد كه به آن
[٢٨] - تفسير قمّى، ج ٢ در تفسير همين آيه.
[٢٩] - البقرة/ ١٩٤.