تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٠ - اولا
ناگهان در دامهاى او فرو مىافتد؟!! «فَذَرْنِي وَ مَنْ يُكَذِّبُ بِهذَا الْحَدِيثِ- پس مرا و آن كس را كه تكذيب كنند: اين گفتار است به حال خود واگذار.» يعنى رسالتى كه حديث و گفتار خدا براى انسان است، و بخشى از رسالت، حديث آخرت است و عذاب، و چه ترسناك است اين آيه براى مكذّبان كه خداوند صاحب عزّت و قدرت مستقيما به مبارزه با آنان اقدام كند، و چه بد است سرنوشت كسى كه ميان او و پروردگارشان هيچ رحمتى بر جاى نمانده است! و در عين حال، چه مايه اميدوارى است اين آيه براى رساليانى كه با چالشهاى مترفان در مسير جهادى خويش رو به رو هستند، كه اين مايه خنك شدن سينههاشان مىشود، و تخم آرامش و اطمينان به اين كه پيروزمند و حمايت شده به توسط خدايند در آن كشته مىشود، و نيز به اين كه خدا سرانجام تكذيب كنندگان به دعوت راستين و معارضان با آن را هلاك خواهد كرد. نقشه جنگ الاهى بر ضد ايشان از ميان كيدى استوار مىگذرد كه هيچ كس نمىتواند با آن چالش كند و بر آن پيروز شود، و چنان محكم است كه طرف ديگر كوچكترين سوراخ و شكافى كه بتواند از آن عبور كند در آن نمىيابد، و نتيجه چنان است كه او همچون عنصرى فعال عليه نفس خود به كار برمىخيزد بدون آن كه چيزى بداند، و از آنجايى ضربه مىبيند كه توقع آن را نداشته است.
«سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ- به زودى آهسته آهسته از جايى گرفتارشان مىسازيم كه از آن خبر ندارند.» در المنجد است: «تدرّج الى كذا» يعنى خرد خرد به طرف آن پيش رفت، و «استدرجه» يعنى او را درجه درجه پيش كشيد و فريبش داد. [٧٢] و در اين آيه اشاره آشكارى به آن است كه خداى تعالى آنان را وامىگذارد كه پيش بروند تا از خلال نقاط ضعفى كه دارند گرفتار مكر و فريب شوند، و اين مكر چنان است كه
[٧٢] - المنجد، ماده درج با تصرّف.