تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٢ - شرح آيات
كه تشريعات خود را بايد از جانب خداى داننده حكيم دريافت كند، و بلكه اين او را به صورتى درمىآورد كه جز به آنچه از جانب او فرو فرستاده شده باشد ايمان نمىآورد، و به نظامها و احكامى كه واضع آنها آدميان بودهاند اطمينان پيدا نمىكند، بدان جهت كه واضع آنها علم و حكمت محدود داشته است.
[٣] و وحى براى ما، پس از سخن گفتن از حادثه تحريمى كه در نتيجه فشارهاى بعضى از زنان پيغمبر صورت گرفت، شكل منفى و زيانبخش ديگرى از طرز معامله آنان را با او- صلّى اللَّه عليه و آله- آشكار مىسازد كه در آن به علنى كردن اسرار او در نزد ديگران پرداخته بودند. و اين امر مشتمل بر دو خيانت است
خيانت كردن به او به عنوان همسر، در صورتى كه همسر مخلص و شايسته مىبايستى خزينه راز شوهرش باشد و به علنى كردن در نزد هر كس حتى نزديكترين خويشان او اقدام نكند، و ديگر خيانت كردن به او به عنوان پيامبر و پيشواى امت.
«وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً- و در آن هنگام كه پيامبر سخنى سرّى را با يكى از همسران خود در ميان نهاد.» گفتهاند كه آن راز حرام شمردن (تحريم) ماريه بر خودش بوده است، و به گفتهاى ديگر، از جريانهايى سياسى و اجتماعى كه در ميان امت وجود داشت، و از آينده سلطه سياسى در آن سخن گفت كه اين به فهم نزديكتر و مهمتر است، بدان سبب كه تحريم ماريه پنهانى نبود، و سخن گفتن از آن نيازى به تأكيد كردن به يارى خدا و فرشتگان و مؤمنان شايسته با پيامبر نداشت. و علامه طبرسى (رض) در مجمع البيان چنين آورده است: و چون ماريه قبطيّه را بر خود حرام كرد، حفصه را از آن با خبر ساخت/ ١٠٨ كه پس از وى ابو بكر و عمر به فرمانروايى خواهند رسيد. [١٠] «فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ- و چون حفصه اين خبر را فاش كرد.» گفتهاند كه حفصه و عايشه هر دو پدرانشان را از اين امر آگاه كردند، كه اين يا بر اثر روابط عاطفى ميان دختر و پدرش بوده است، و يا براى خودنمايى به
[١٠] - مجمع البيان، ج ١٠، در ضمن بحث از آيه.