تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٣ - رهنمودهايى از آيات
«وَ لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً- و جز ناسپاس و كافر در ميان آنان زاده نمىشود.» از طريق وراثت يا پرورش و تربيت، و فاجر كسى است كه بر حدّ شرع يا عرف توقف نمىكند، و براى هيچ ارزشى در جان خود يا در اجتماع قائل به وزنى نيست، بلكه عنان شهوات را آزاد مىگذارد، و كفّار صيغه مبالغه از كفر و خلاف ايمان است، و كفور خلاف شكر.
نوح به اين نتيجه به دنبال تجربه دراز و تلخ خود رسيد كه در آن لا اقل با سه نسل معاصر و همزمان بود و آنان را كاملا شناخت و آزمود، و نيز خدا او را با خبر ساخت. و راوى گفته است كه به ابو جعفر الباقر (ع) گفتم كه: علم نوح در آن هنگام كه عليه قومش دعا كرد كه لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً چگونه بود؟! گفت: «آيا گفته خدا را به نوح نشنيدهاى كه گفت أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ، [٣٦] و بيشتر مفسران بر اين رأيند كه: خداى تعالى از اصلاب ايشان هر كه را كه مؤمن بود بيرون آورد، و رحمهاى زنانشان را سترون كرد، و صلبهاى مردانشان را، چهل سال پيش از عذاب، خشكاند. [٣٧] و آيه از آن حكايت مىكند كه خدا گاه انسان را نه به خاطر خودش، بلكه به سبب كسان ديگرى متعلق به او همچون فرزندان، مىبخشد و مىآمرزد.
/ ٤٢٣ [٢٨] در پايان اين سوره متضمن گفتارى از رنج سخت شيخ المرسلين و دعايش عليه قوم خود، آثار خير و لطفى را به زبان نوح مىشنويم كه حكايت از قلب مهربان او مىكند، تا كسى چنان گمان مبرد كه او- عليه السلام- دشمنى شخصى نسبت به قوم خويش داشته است، پس او ميان دعاى منفى عليه كافران فاجر، و دعاى مثبت در حق مؤمنان صالح تعادل را ملاحظه مىكرده است.
«رَبِّ اغْفِرْ لِي- پروردگارا مرا بيامرز.»
[٣٦] - تفسير القمّى، ج ٢، هنگام تفسير همين آيه از سوره هود/ ٣٦.
[٣٧] - مجمع البيان، ج ١٠، ص ٣٦٥.