تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٠ - داستان مالكان باغ جنت
«أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْ لا تُسَبِّحُونَ- آيا به شما نگفتم كه چرا تسبيح خدا نمىكنيد؟» يعنى آن كه تسبيح و ستايش راه درمان گمراهى و ناكامى است و آن- چنان كه بعضى تصوّر مىكنند- تنها گفتن «سبحان اللَّه» نيست، بلكه آن شريعت نظام و برنامهدارى در زندگى است كه براى درمان كردن همه انحرافها و گرفتاريهاى انسان در زندگى كفايت مىكند، و او را به حق و صواب در هر/ ٢٢٧ ميدان و زمينه راهنمايى مىكند، چه شخص با تسبيح به تقديس پروردگار خويش مىپردازد، پس گناه به او منسوب نمىشود بلكه به نفس او چنين مىشود، و به همين سبب است كه تسبيح در هنگام اعتراف به گناه مىآيد، همچون در اين گفته خدا در قرآن سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ كه بعضى بر آنند كه مقصود از تسبيح در اين جا استثناء است (با بخشيدن مال به مسكينان و گفتن ان شاء اللَّه) يا توبه بعد از گناه درست است ولى اين تفسير يكى از مصاديق و مفرداتى است كه در كنار آن همانندهاى فراوانى براى آن وجود دارد.
و پرسشى كه طرح مىشود اين است كه: أوسطهم چه كس است؟
بيشتر مفسران آن را اوسط و ميانه در سن دانستهاند، و اين ممكن است، ولى آنچه بيشتر به ذهن نزديك است، آن يك از آن پنج برادر به نظر مىرسد كه در عقل استوارتر و برتر از ديگران بوده باشد، چه سن در اين قضيه داراى اهميتى قابل ذكر نيست، و ابن عباس نيز بر اين اعتقاد بوده و در جواب كسى كه درباره «أوسطهم» از او سؤال كرده بود كه آيا اين از لحاظ سن است؟ و او در جوابش گفت: نه، بلكه از لحاظ سن از همه كم سالتر و از لحاظ عقل از همه بزرگتر بود، و اوسط يك قوم بهترين آن قوم است، و دليل آن قرآن كريم است كه امت محمد را بهترين امت دانسته و در جاى ديگر آن را «امت ميانه» خوانده است وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً، [٥٥] و آدمى راه راست را با اعتدال در عقل و بينش خود پيدا
[٥٥] - تفسير قمّى، ج ٢، ص ٣٨١.