تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٠ - رهنمودهايى از آيات
شؤون آخرت نيست، بلكه نيز به زندگى انسان در دنيا ارتباط دارد. و از قتاده روايت شده است كه گفت: نوح (ع) قومى را ديد كه گردنهاشان از حريص بودن به دنيا و گريبان دريدنشان بر آن، پس گفت: به فرمانبردارى از خدا بشتابيد كه با آن به دنيا و آخرت هر دو دست مىيابيد، [١٨] و امام على (ع) نيز در خطبه استسقاى خود به همين حقيقت اشاره كرده و گفته است: «و خداوند سبحانه استغفار را سببى براى فراوانى روزى و رحمت خلق قرار داده و گفته است: «يرسل عليكم ... الآية». [١٩] «وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً- و قرار مىدهد براى شما باغها و پديد مىآورد براى شما نهرها.»/ ٤١١ آبها را فراهم مىآورد، و آنها را براى آشامندگان انسانى و جانورى، و براى آبيارى باغها و كشتزارها جابهجا مىكند، و اين امر از لحاظ علمى و عملى به اثبات رسيده است كه وجود نهرها از عوامل اساسى آبادى و عمران است، و باغها و نهرها هر دو قسمت عمدهاى از نيازمنديهاى مادّى و معنوى بشرى را تأمين مىكنند، و در آن شك نيست كه «جعل» در اين جا از راه معجزه صورت نمىگيرد و چنان نيست كه باغها با درختان خود از آسمان فرو ريزند، يا اين كه اموال و اولاد به سبب عوامل غيبى محض پديد آيد، بلكه بركت و آبادانى نتيجه تأثير دو عامل است (كوشش انسان كه قله و رمز آن استغفار است+ بركت خدا و فضل و بخشش او) و ما بايد در پيچ و خم دعوت نوح- عليه السلام- در آن جا كه مىگويد «استغفروا ربّكم» همه عوامل پيشرفت و ترقى را از كوشش و استحكام در عمل و تلاش بخوانيم ...
مگر استغفار غايت كوشش و سعى آدمى به سوى فضيلت و كرامت نيست؟! آيا به معنى دورى جستن از خطاها و سپردن راه زندگى بنا بر روش و منهجى استوار نيست؟ و به همان گونه كه آمرزش خواهى سبب جلب خير و پيشرفت براى ملتها و اقوام است، گناه آنها را از او سلب مىكند، و او را به جانب شرّ و عقب ماندگى
[١٨] - الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٦٨.
[١٩] - نهج البلاغة، خطبه ١٣٤.