تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٧ - رهنمودهايى از آيات
گونه كه من امروز تو را از او بر حذر مىدارم مرا از او بر حذر داشت. [١٥] و از ظاهر اخبار چنين برمىآيد كه او- عليه السلام- معاصر با سه نسل از مردم بوده است كه همگان، جز اندكى، به او ايمان نياوردند، بدان سبب كه ميانگين عمر مردمان در آن زمان تقريبا سيصد سال بوده است. و امام صادق (ع) گفته است: «عمرهاى قوم نوح سيصد سال بوده است». [١٦] [٨- ١٢] در برابر ايستار آميخته به لافزنى كه قوم نوح (ع) عليه او و رسالتش اختيار كرده بودند، او شكست خوردن و منصرف شدن، يا نرمى و مداهنه را اختيار نكرد، بلكه به عزيمت ايمان بر پيشروى در برنامه خود براى رسيدن به هدف ادامه داد، تا رسالت خود را به بهترين صورت به انجام برساند، و بر اين امر يقين داشت كه حقى كه در برابر او است، كمترين شكى درباره آن ندارد، پس هدفها و ارزشها نسبت به او امور ثابت و غير قابل تبديل و تحويل بود، و اين از مهمترين خصوصيتهاى خط مكتبى اصيل است. و به همين جهت شيخ المرسلين به تغيير اسلوب خود پرداخت.
«ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهاراً- سپس آشكارا به دعوت ايشان پرداختم.» يعنى به صراحت مأموريت خود را براى قومش بيان كرد، و به جاى آن كه هدفها و ارزشهاى خود را با كسانى كه با او ارتباط پيدا مىكردند به صورت غير مستقيم بيان كند، ديگر ترسى از واكنش ايشان نداشت، و به اين كه آن را خوب نفهمند چندان توجهى نمىكرد.
«ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً- و سپس گاه علنى و آشكار براى ايشان سخن مىگفتم و گاه به صورت سرّى و پنهانى.» از اين دو آيه براى كسى كه در تاريخ جنبش مكتبى روزگار نوح (ع) مطالعه كرده باشد، آشكار مىشود كه او گاه از يك روش راهنمايى، بنا بر
[١٥] - الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٦٨.
[١٦] - بحار الانوار، ج ١١، ص ٢٨٩.