تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٢ - شرح آيات
ولى گواهى بزرگى كه بر مؤمن معتبر شمردن و بر پا داشتن آن واجب است، گواهى دادن به خاطر خدا است.
«وَ أَقِيمُوا الشَّهادَةَ لِلَّهِ- و گواهى را براى خدا بر پا داريد.» و اقامه شهادت براى خدا جز به شرايط آن كه در نزد پرهيزگاران مؤمن به غيب فراوان يافت مىشود، صورت نمىگيرد، بدان سبب كه خدا در برابر چشمها و گوشها حضور پيدا نمىكند و تنها در نزد قلبهاى مؤمن به او عزّ و جلّ حاضر است، و چنين است آخرت كه در دنيا محسوس نيست و تنها مؤمنان به غيب به آن ايمان دارند.
«ذلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ- آن كس بدين گونه اندرز داده مىشود كه به خدا و به روز ديگر مؤمن بوده باشد.» يعنى به علم خدا به حقايق به همان گونه كه هست، و به جزاى پس از برخاستن از گورها در برابر هر/ ٦٠ نيكى و بدى ايمان آورده باشد، و گواهى دادن خدا براى كسى كه چنين ايمانى داشته باشد، بزرگترين واعظ و اندرز گو براى او است تا به صورت آشكار يا از راه توسل جستن به حيلههاى شرعى به مخالفت با اوامر او برنخيزد.
دكتر بدران ابو العينين، استاد شريعت اسلامى در دانشكده حقوق دو دانشگاه اسكندريه و بيروت غربى، بحثى درباره گواهى بر طلاق و نقش آن در كاهش نسبت طلاق دارد كه عين آن را از كتابش به نام: فقه مقايسهاى در احوال شخصيه در اين جا مىآوريم
(بيشتر فقيهان بر آنند كه گواهى گرفتن بر طلاق شرط نيست، بلكه تنها آن را امرى مستحبّ مىدانند، بدان سبب كه از رسول خدا و اصحاب او- صلى اللَّه عليه و آله- خبرى درباره شرط بودن حضور گواهان در طلاق به ما نرسيده است، و فرمان وارد شده در قرآن را به صورت وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ، همچون در
وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبايَعْتُمْ حمل بر استحباب كردهاند، و اماميّه و ظاهريّه حضور دو عادل را در طلاق با استناد به اين گفته خداى تعالى فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَ