تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦١ - شرح آيات
و محفوظ ماندن حيثيت آن را از طريق محفوظ ماندن پيوستگى آن به وسيله پيوندهاى مستحكمى كه علاقههاى همسرى از جمله آنها به شمار مىرود، خواستار است.
«فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ- پس چون به پايان عده رسيدند، يا آنان را به نيكى و خوشى نگاه داريد، يا به نيكى و خوشى از ايشان جدا شويد.» به كار رفتن تعبير «أمسكوا» تأكيدى بر اين امر است كه طلاق در اسلام، پيش از پايان يافتن عدّه، به معنى پايان علاقه همسرى و بيرون راندن زن از خانواده خودش نيست، بلكه همه چيز/ ٥٩ به حال طبيعى خود باقى مىماند، و شوهر هنوز شوهر او و قايم به او (نگاهدار او) است، مگر اين كه جدايى را برگزيند كه در اين صورت وضع تغيير پيدا مىكند، و زن به مفهوم عرفى طلاق گرفته از قيد شوهرش آزاد مىشود.
«وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ- و دو شخص عادل را از ميان خودتان به گواهى گيريد.» يعنى گواهى بر طلاق در آن صورت كه آن را اختيار كرده باشيد، نه بازگشت و رجوع به زندگى زناشويى، بدان سبب كه اين يك نيازى به گواهان ندارد و تنها از طريق تصريح كردن مرد به قصد رجوع خود يا نزديكى كردن با همسرش صورت مىگيرد. و در كتاب الكافى آمده است كه امام موسى الكاظم- عليه السلام- گفت: «خداى متعال در كتابش درباره طلاق به حضور دو گواه فرمان داده و آن دو را جز دو عادل نخواسته است». [١١] و اهميت گواهان در طلاق براى امورى است كه از جمله آنها تعيين شدن تكليف در ميراث است و آزادى زن پس از جدايى از شوهرش. پس اگر گواهانى نباشند، ممكن است زن طلاق گرفته خواستار ارثى شود كه از آن حقى ندارد، و شوهر ممكن است مانع ازدواج همسر طلاق گرفتهاش شود و بهانهاش آن باشد كه هنوز او را طلاق نداده است.
[١١] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٥٢.