تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٠ - شرح آيات
زندگيش وجود ندارد، و هرگز اصلاح نخواهد شد، چه همه كارها به دست خدا است و به هر گونه كه بخواهد آنها را تغيير مىدهد، و چه بسا كه قلبها بار ديگر به هم محبت پيدا كند و پس از جدايى به رحمت خدا، انس و الفت به خانواده باز گردد.
/ ٥٨ «لا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً- نمىدانى، باشد كه خدا پس از اين كارى پيش آورد.» شايد در اين جا به انديشه تشريعى مهمى رهبرى شويم: تشريع طلاق از جانب خداى عزّ و جلّ نبايد مورد انكار آدميان واقع شود، يا آن را از قوانين اجتماعى حذف كنند، چه اگر آن را از لحاظ موارد وضع شده و در ضمن حدود الاهى طرف توجه قرار دهيم، خواهيم ديد كه مجتمع از آن سود مىبرد، و در نتيجه آن پيوندهاى ضعيف استحكام پيدا مىكند، و مشاجرهها و سببهاى اختلاف پايان مىپذيرد، و دوستى ميان دو طرف افزايش پيدا مىكند و هر دو جز در آن نمىانديشند كه، پس از چشيدن مزه جدايى، بيشتر با يكديگر نزديكى و پيوستگى داشته باشند، و به عبارت ديگر: يك دگرگونگى مثبتى در روابط زناشويى و خانوادگى به سبب آن به وجود مىآيد، و آدمى به دريافت اين حقيقت توفيق حاصل مىكند كه قبول كردن اين كه ناگزير بايد همسر خود را قبول كند، اين خواسته را در وى به وجود نمىآورد كه در فكر تغيير و تحول دادن به شكل ارتباط خود با او باشد و دوستى خود را نسبت به او افزايش دهد، بلكه همسر را به صورت شرّى در نظر مىگيرد كه مىبايستى آن را تحمّل كند.
هنگامى كه عده پايان پذيرفت، ديگر مرد اجازه آن ندارد كه براى انتقام، همچون اهل جاهليتى كه به هيچ حدّ و ارزشى در علاقه زناشويى جز هواى نفس و شهوت قايل نيستند، زن را به حال تعليق نگاه دارد، هرگز ... او مىتواند ميان دو امر يكى را انتخاب كند، و امر سومى وجود ندارد: يا بايد به داشتن علاقه طبيعى با همسرش باز گردد كه شعار معروف آن (دوستى و احترام و خردمندى) است، و يا به نيكى از يكديگر جدا شدن (دور از انتقام و آزار و بد خلقى). قرآن گزينش رجوع را، با رجحان دادن آن جدايى، مقدم مىدارد، بدان سبب كه خدا خير خانواده و جامعه